Archive for the ‘تماشاخانه’ Category

چراغ های رابطه تاریکند…

Posted by: مهروش داداشیان ساروی on ژانویه 23, 2012

و ما دیگر، به جانب شهر تاریک، باز نمی گردیم…

Posted by: مهروش داداشیان ساروی on ژوئن 1, 2011

iyi geceler Türkiye, Seni tekrar görmek umut, görüşürüz güzel Türkiye!

Posted by: مهروش داداشیان ساروی on نوامبر 15, 2010

به انتظار نشسته بود میان خانه ی بی درش که مهمان بیاید..

Posted by: مهروش داداشیان ساروی on اکتبر 22, 2010

هیچ یک از این جاده ها به تو نمی رسد… می دانم…

Posted by: مهروش داداشیان ساروی on سپتامبر 25, 2010

یک صندلی کنار رویاهایم از آن تو… بنشینی… یا بروی…

Posted by: مهروش داداشیان ساروی on سپتامبر 18, 2010

I love you Dad, and want you to know, I feel your love wherever I go…

Posted by: مهروش داداشیان ساروی on سپتامبر 6, 2010

و ناگهان دیگر کسی نیست که غم و شادی ات را با او در میان بگذاری

Posted by: مهروش داداشیان ساروی on سپتامبر 1, 2010