نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | فوریه 3, 2014

بالاخره چی خوندی الف. جون؟

الف. جون! دخترخانمی زیبا، خوش‌هیکل، حدودهای سی تا سی و سه ساله و هم‌کلاسی من در کلاس‌های کدینگ هستند. دوشنبه‌ی هفته‌ی پیش، سر جلسه‌ی اول کلاس سی-پی-تی با هم آشنا شدیم. فرمودند که چون توی ایران مهندسی نرم‌افزار!! خونده بودند، اومده‌اند کدینگ یاد بگیرند که بعد تشریف ببرند در مدارج عالی شغلی و به جای استفاده از کدها، خود کدها رو بنویسند!

بنده‌ی غافل از همه جا بی‌خبر هم به قول این فرنگی‌ها wow شدم و به‌به و چه‌چه هم کردم.

بعدتر فهمیدم که کدهای مورد استفاده‌ی ما هییییییییچ ربطی به برنامه‌نویسی کامپیوتر نداره. این که سهله، اصلا در جاهای معمولی و شرکت‌ها و ادارات در دست‌رس ماها نوشته و تعیین نمی‌شه و ایالتی هم نیست، بلکه دولت مرکزی کدهای بیمه رو تعیین و اعلام می‌کنه. سالی یک بار هم آپدیتشون می‌کنه.

همون دوشنبه‌ی گذشته، وقتی که جلسه‌ی اول کلاس آی-سی-دی شروع شد، تعداد ثبت‌نام‌کنندگان زیاد بود و تعدادی هم اضافه اومده بودند که ببینند اگه جا هست، از استاد کد بگیرند و ثبت نام کنند. این الف. جون هم جزو همین دوستان اضافه بود و همراه دو سه نفر دیگه ایستاده بود ته کلاس.

استاد برای این که بتونه بهتر تصمیم بگیره، از این دوستان اضافه بر سازمان سوال کرد که آیا بین شما کسی هست که در برنامه‌ی اچ-آی-تی باشه و برای فارغ‌التحصیل شدن، فقط معطل همین کلاس مونده باشه؟ در نهایت حیرت، الف. جون دستش رو بلند کرد. استاد ازش پرسید تو توی برنامه‌ی اچ-آی-تی هستی؟ الف. جون هم با اعتماد به نفس گفت بله. استاد پرسید و داری فارغ‌التحصیل می‌شی؟ گفت بله. استاد پرسید کی شروع کردی؟ الف. جون که متوجه شده بود یک جای کار ایراد داره، با تردید جواب داد ترم بهار پارسال. استاد گفت بهار پارسال شروع کردی و الان داری فارغ‌التحصیل می‌شی؟ من در مورد اچ-آی-تی حرف می‌زنم‌ها.. من خودم مدیر گروه اچ-آی-تی هستم‌ها… و این جا بود که الف. جون جا زد و گفت نه من دارم «بیلینگ» می‌خونم. و خلاصه کد ثبت نام رو نگرفت.

خلاصه الف. جون که کد ثبت نام رو نگرفته بود کلاس رو ترک کرد و من و ز. جون! فرصت رو مغتنم شمرده و پیرامون اون قضیه‌ی چاخان کردنش در مورد فارغ‌التحصیلی به غیبت پرداختیم. همون وقت بود که ز. جون میون صحبت‌ها گفت که الف. جون بهش گفته از ایران لیسانس فیزیولوژی!!! داره.

البته این بنده‌ی حقیر هیچی از رشته‌های مربوط به کسانی که دیپلم تجربی گرفته‌اند، نمی‌دونه. بنابراین بر شماست که بفرمایید لیسانس فیزیولوژی داریم توی ایران یا نه، و یا اگه به اسم دیگه‌ای شناخته می‌شه، اسمش چیه.

سه‌شنبه شد و رفتیم سر کلاس کامپیوتر-اپلیکیشن و اون یکی الف. جون که هم‌اسم این الف. جون مورد بحث ماست، نشست پیش من و همین جوری که در مورد کلاس‌ها و هم‌کلاسی‌های ایرانی حرف می‌زدیم، رسیدیم به الف. جون عزیز و این دوست تازه فرمودند که بله، ترم پیش با الف. جون کلاس «هلث‌کر ری‌ایمبرسمنت» داشته و خب طفلک با توجه به این که در ایران گرافیست!! بوده خیلی سختش بوده…

روز پنج‌شنبه سر کلاس «ترمینولوژی» من و غ. جون پیش هم نشسته بودیم که غ. جون گفت ئه راستی یادم رفت بهت بگم، من و الف. جون بالاخره تونستیم توی اون کلاس آی-سی-دی (که تعداد حاضران زیاد بود) ثبت نام کنیم، چون عده‌ی زیادی از بچه‌ها درس رو حذف کردند، ولی الف. جون نیامد ترمینولوژی رو هم برداره، آخه هفت هشت سال پیش این‌جا فوق لیسانس بیولوژی!!! گرفته و می‌خواد بره صحبت کنه که اگه می‌شه ترمینولوژی رو برنداره.

و این جوری شد که امروز صبح، سر جلسه‌ی دوم کلاس سی-پی-تی، و بعد در فاصله‌ی دو کلاس، و بعدتر در جلسه‌ی دوم کلاس آی-سی-دی، این‌جانب به شدت فاصله‌ی مطمئنه رو با این سرکار خانم الف. حفظ کردم، و منتظرم فردا که ف. جون رو می‌بینم ازش بپرسم راستی الف. جون چی خونده؟

شاید ف. جون بگه الف. جون دکترای روزنامه‌نگاری داره. چه می‌دونیم.

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: