نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | سپتامبر 19, 2013

مادرى تمامى ندارد..

يك روز مى‌بينى شكم باربى قرمز شده با لكه‌هاى سياه.. دكتر مى‌گه red rash گرفته، هر روز بايد شسته بشه و پماد آنتى‌بيوتيك به شكمش بمالى.. بچه طفلك يا خارش شكمش رو دندون دندون مى‌كنه و بايد جلوش رو بگيرى كه خودش رو زخم نكنه، يا خيس از آب قيافه‌ى بدبخت‌ها رو به خودش مى‌گيره كه بايد خشكش كنى، يا پمادش رو مى‌ليسه كه بايد اجازه ندى..

يك روز مى‌بينى روى بازوى دخترك جوش زده به چه گندگى.. هر روز بايد الكل بزنى و تميز كنى، بعد پماد تريپل آنتى‌بيوتيك بزنى كه خشك بشه..

يك روز مى‌بينى روى مماخ خوشمل باربى يك لكه‌ى صورتى افتاده، انگار كه سياهى مماخش پاك شده باشه.. سرچ مى‌كنى و مى‌بينى بايد پماد اتلت‌فوت رو دو بار در روز روش بمالى، تا دو هفته..

يك روز مى‌بينى دخترك سه صبح بيدار شده و نشسته به تماشاى فيلم‌هاى مسخره‌ى كانال ديزنى، حالا از خستگى ديوونه شده و كارهاى احمقانه مى‌كنه.. بايد به زور دوباره بخوابونيش كه خل‌بازى‌هاش تموم بشه..

يك روز مى‌بينى نبات‌آغا از حسودى رفته غذاى باربى رو خورده و شكمش شل كار مى‌كنه.. هى بايد مجبورش كنى آب بنوشه..

يك روز مى‌بينى باربى هفتاد جاى خونه زرداب بالا آورده، آب و غذا نمى‌خوره و بازيگوشى نمى‌كنه.. براش مرغ بار مى‌گذارى با كرفس و هويج و بدون نمك و پياز، له مى‌كنى و لقمه لقمه مى‌گذارى دهنش كه غذا رو پس نزنه..

يك روز مى‌بينى دخترك گريان و نالان مياد سراغت كه اسم نصف رودخونه‌هاى آمريكا رو نتونسته پيدا كنه و مسيرشون رو روى نقشه پياده كنه.. مى‌نشينى همراهش سرچ مى‌كنى و مشق آمريكايى مى‌نويسى..

يك روز مى‌بينى نبات‌آغا كه توى تراس ولو بوده و آفتاب مى‌گرفته، ناپديد شده.. همه‌ى خونه رو مى‌جورى و نيست.. نصف مجتمع رو پيش‌پيش‌كنان و نبات‌نبات‌گويان زير پا مى‌گذارى، برمى‌گردى و مى‌بينى نبات‌آغا از يه گوشه اومده بيرون و سلانه سلانه داره به سمت خونه مى‌ره..

يك روز مى‌بينى مادرى.. اما خودت هنوز بدجورى به مامانت نياز دارى..

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: