نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | اوت 7, 2013

درباره ی «امبر الرت» یا amber alert

دوشنبه شب، دخترک خوابیده بود و قهرمان با یکی از دوستانش بیرون از خونه، و من نشسته بودم سر میز ناهارخوری و در حالی که سریال اعصاب خردکن «از بوسه تا عشق» رو می دیدم، لیست کارهایی رو می نوشتم که در طول هفته باید انجام می دادم. آیفون جانم هم نیم متر اون طرف تر از من در حال شارژ شدن بود.

ناگهان یک صدای خیلی عجیب و بلندی از گوشی ام شنیده شد. مثل صدای شیپور مثلا، اما بدتر، مثل صدایی که توی فیلم های قدیمی پخش می کنند که یعنی کارخونه تعطیل شده. طبعا از جا پریدم، اول به خاطر بلندی صدا، و بعد از نگرانی آیفون جانم که خیلی جدی دوستش دارم. دیدم این پیام روی گوشی ام ظاهر شده:

Amber Alert

Amber Alert

خب من اولین بار بود که با پدیده ای به نام «امبر الرت» مواجه می شدم. پیام فقط شماره ی پلاک یک ماشین نیسان ورسای چهار در آبی رو اعلام کرده و اسم شهری رو نوشته که وقتی سرچ کردم دیدم 138 مایل/222 کیلومتر دورتر از ماست. بلافاصله سرچ کردم، بله من آدم کنجکاو و حتی فضولی هستم، و فهمیدم که امبر الرت مخصوص کودکان گم شده است، به ویژه اون هایی که در معرض خطرات جدی یا مرگ قرار گرفته اند.

قبل از این که در این مورد توضیح بدم، این رو بگم که قبلا دو بار پیش اومده بود که تلفن خونه زنگ خورده بود و وقتی برداشته بودیم، پیامی از پلیس ارواین پخش شده بود، یک بار گفتند که در مرکز خرید دو تا چهارراه اون طرف تر از خونه ی ما شیشه ی یک ماشین رو شکسته اند و ما حواسمون به پارکینگ محل سکونتمون باشه و آدم های مشکوک رو گزارش بدیم، یک بار هم گفتند که در مجتمع مسکونی فلان که توی خیابون ماست، یک پسربچه هنوز از مدرسه برنگشته خونه و لباسش فلانه کیفش بهمان و اگه دیدیمش خبر بدیم. اون وقتی هم که هنوز تلویزیون رو قطع نکرده بودیم، معمولا ماهی یک بار چند ثانیه برنامه متوقف و همین بوق وحشتناک پخش می شد و می نوشت که خیلی ببخشید داریم سیستم اخطار به شهروندان رو تست می کنیم.

این بار اولی بود که پیام رو روی گوشی دریافت کردم و البته الان متوجه شدم که کلا اولین بار بوده این سیستم رو اجرا کرده اند و از این پس اخطارهای این چنینی به صورت اتوماتیک به موبایل های واجد شرایط (ساکن در محدوده ی مورد نظر) ارسال خواهد شد.

و اما «امبر الرت» چیست.

همون طور که می بینید توی صفحه ی ویکی پدیا نوشته شده که امبر مخفف America’s Missing: Broadcasting Emergency Response است. اما از سوی دیگه یادآور دختری به نام «امبر هیگرمن» هم هست که در سال 1996/1374 در سن نه سالگی و در شهر آرلینگتون ایالت تگزاس، دزدیده و کشته شده. طبق قانون آمریکا، امبر الرت باید در کانال های رادیویی، رادیوهای اینترنتی، رادیوهای ماهواره ای، ایستگاه های تلویزیونی و شبکه های کابلی تلویزیونی تمام ایالت اعلام بشه، و همون طور که گفتم، از دو روز پیش ارسال به موبایل ها رو هم شروع کرده اند. اما این اعلام عمومی شرایطی هم داره، یعنی گم شدن کودکان به طور عمومی شامل این اخطار نمی شه، بلکه در شرایطی «امبر الرت» اعلام می کنند که:

1- برای قانون و نماینده ی قانون مسجل بشه که آدم ربایی اتفاق افتاده و مثلا بچه فرار نکرده یا اتفاق دیگه ای براش نیفتاده

2- بچه در معرض خطر آسیب دیدگی جدی یا مرگ باشه

3- اطلاعات توصیفی کافی از بچه، آدم ربا یا ماشین آدم ربا وجود داشته باشه

4- بچه ی دزدیده شده زیر 18 سال باشه

وقتی که شروط بالا محقق بشه، امبر الرت رو اعلام می کنند. البته الان خیلی از گروه های فعال در این مورد، در حال تلاشند که شرط دوم رو بردارند، و همین امسال ایالت وست ویرجینیا به عنوان اولین ایالت این شرط رو حذف کرده.

این طور که صفحه ی ویکی پدیا نوشته، کانادا هم از همین سیستم امبر الرت استفاده می کنه، و وقتی پلیس حدس بزنه که رباینده داره به سمت کانادا می ره یا وارد کانادا شده، همین اخطار اون جا هم فعال می شه. اما مکزیک با این که در مورد رباینده های فراری به اون جا کاملا همکاری و از سال 2011 امبر الرت رو هم دریافت می کنه، هنوز سیستم اخطار مشابهی رو راه اندازی نکرده.

حالا براتون بگم از اخباری که در مورد این امبر الرت پریروز ما هست:

یک خانواده بودند به نام اندرسون. برت و کریستینا پدر و مادر، و هانا و اندی دختر 16ساله و پسر 8ساله. این خانواده همسایه ای داشتند به نام جیمز، که دوست صمیمی پدر خانواده هم بود و بچه ها عمو صداش می کردند. مدتی پیش برت و کریستینا از هم جدا شدند، البته طلاق نگرفتند و فقط جدا زندگی کردند. جیمز همچنان هم با برت و هم با کریستینا و بچه ها در تماس بود. روز دوشنبه خونه ی جیمز در شهر سن دیه گو آتش گرفت و طبعا آتش نشان ها رفتند و آتش رو مهار کردند، اما جناب جیمز که صاحب خونه بود، در خونه نبود، و به جاش جنازه ی سوخته ی خانم کریستینا در کنار سگ مرده شون در بیرون خونه پیدا شد. همچنین همون جا یک جنازه ی سوخته ی بچه پیدا کردند اما به حدی سوخته بود که هیچ جوری نتونستند شناسایی کنند و نتیجه ی بیوپسی هم چیزی نشون نداده که آیا اندی 8ساله است یا نه. بچه ها هم طبعا ناپدید شده بودند و در تمام آخر هفته ای که گذشت کسی ازشون خبر نداشت. بلافاصله امبر الرت اعلام شد. هنوز هیچ دلیلی برای این کار پیدا نشده و هیچ کس چیزی نمی دونه. حتی کسی نمی دونه که هر دو بچه با جیمز هستند یا اندی کشته شده و فقط هانا با اوست. برت، پدر خانواده، دائم پیام می ده که بیا هانا رو تحویل بده و هر چی دارم بهت می دم، اما طبعا جوابی در کار نیست. فامیل و همسایه ها همگی می گن که جیمز یک دوست خیلی خوب برای اون خانواده بوده و بچه ها واقعا اون رو مثل عموی واقعی خودشون دوست داشتند. حتی برای تولد 16 سالگی هانا، که این جا برای بچه ها خیلی مهمه، به عنوان هدیه اون رو به هالیوود برده. همه ی همسایه ها می گن که جیمز بسیار باادب، معاشرتی، مهربان و همسایه ای فوق العاده بوده. پلیس دائما اعلام می کنه که هانا، اگه می تونی فرار کن!

این هم لینک خبر فوری یکی از شبکه های تلویزیونی در این مورد.

Advertisements

Responses

  1. جالب بود

  2. ساروی کیجا جان سلام، امروز پست جدیدتو دیدم و چقدر برام جالب بود که کامنت من تو رو به فکر انداخته. من سالهاست وبلاگت رو می‌خونم. نوشته‌های روزمره باعث می‌شه آدم یک شناختی‌ از وبلاگ نویس پیدا کنه، در این حد که چند ماه پیش که لوس انجلس بودم و یک روز هم آمدم ارواین، تو خیابون‌ها و رستوران‌ها نگاه می‌کردم شاید ببینمت! خلاصه خوشحالم اگر دوباره انگیزه نوشتن پیدا کردی، من یکی‌ که خیلی‌ تیپ نوشته هاتو میپسندم.

    • ممنونم ازت. جداً كامنتت تاثيرگذار بود عزيزم.


دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: