نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | اوت 14, 2012

تنبل مرو به سایه، سایه خودش می آیه… به جان خودم..

یک همسایه ی ایژن داریم، پسر جوونیه که تنهایی در طبقه ی دوم خونه ی بغلی زندگی می کنه. ایشون تخصصش در اینه که روزی دویست و پنجاه بار این پله ها رو می آد پایین، ماشینش رو از توی آفتاب می بره توی سایه پارک می کنه، می ره بالا، دوباره که زمان گذشت و ماشینش موند توی آفتاب، می آد پایین ماشین رو می بره توی سایه، می ره بالا.

فقط من مونده م که چرا مثل آدم های متمدن ماشینش رو نمی بره توی پارکینگش بذاره!؟ یعنی به نظرش چون پارکینگ پشت خونه است، دوره؟ بعد یعنی یک بار رفت و آمد به پشت ساختمون سخت تر از دویست و پنجاه بار بالا و پایین رفتن از پله هاست؟؟

درکش نمی کنم اصلا.

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: