نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | ژوئیه 12, 2012

آدمی که نیستم..

 

آیا بالاخره روزی می رسه که من آدمی شده باشم که در درونم هستم/می خوام باشم؟؟

شش روز از تولد 38 سالگی ام گذشته. امروز دردسر مسخره ای دارم که خودم با بی عقلی و ندانم کاری به وجود آورده ام. نشسته م منتظر نتیجه و خودم رو یک بند سرزنش می کنم.

اما سرزنش چاره ی کار نیست.

تا 40 سالگی به خودم وقت می دم که درست بشم، چه ظاهری و چه باطنی، چه اخلاقی و چه لایف-استایلی.

چهل سالگی وقت خوبیه برای یک انقلاب حسابی.

 

 

 

 

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: