نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | مه 28, 2011

وقتی در وبلاگ حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم

این نوشته ی من نیست اما حرف های من هست. اصل نوشته این جاست.

من؟ از «حرف نمی‌زنم»هام. حرفایی رو که تو وبلاگ می‌زنم حرفایی‌ان که نمی‌زنم‌شون. حرفایی‌ان که خیلی وقتا تو روال عادی معاشرتام به زبون نمیاد. تو وبلاگ اما، یکی نشسته تو مغز من، اون حسی که اون‌تو می‌گذره رو با صدای بلند اعلام می‌کنه. مثلن؟ مثلن من امروز تو رو می‌بینم. با هم سلام‌علیک می‌کنیم و گپ می‌زنیم یکی دو ساعتی، بعد من می‌رم پی کارم و تو هم می‌ری پی کارت. خوب و خوشیم با هم. شب‌ش اما من تو وبلاگم می‌نویسم امروز که رفته بودم کافه، چه‌همه خمیازه‌م بود از معاشرتم. خوب ممکنه صد سال بگذره و تو هرگز نفهمی من چه‌همه کسل شده بودم از معاشرت با تو، اما وقتی فِرت میام تو وبلاگم می‌نویسم، تو یه‌هو جا می‌خوری که وا! می‌خوام بگم درک می‌کنم که چه رفتار متناقضیه‌ها، ولی ازون‌طرف هم یه چیزی داره که فارغ از خوب یا بد بودن‌ش، من اعتقاد دارم به‌ش، معتادم به‌ش حتا. من یه آدمِ روزنگارم. من عاشق اینم که حس‌مو تو اون لحظه، برداشت‌مو از اون اتفاق بنویسم. با پیازداغ و همه‌چی. لزومن اما اون نوشته تو رابطه‌ی من و تو تعیین‌کننده نیست. یعنی می‌خوام بگم تا وقتی خودم مستقیم به‌ت نگفته‌م که من دیگه از معاشرت با تو کسل می‌شم و تمایلی به ادامه‌ی این رابطه ندارم، تو نوشته‌های منو ملاک قرار نده. نوشته‌های من یه قورباغه‌‌ست تو مغزم که داره با صدای بلند قورقور می‌کنه. تو هم داری این قورباغه‌هه رو، همه‌مون داریم. همه‌مون یه وقتایی یه چیزایی تو مغزمون می‌گذره که نمی‌تونیم یا نمی‌خوایم با صدای بلند به زبون بیاریم‌شون. اما فرق من با تو اینه که تو وبلاگ نداری، من دارم. تو وبلاگ‌ت روزمره‌نویسی نیست، مال من هست. تو از هر چیز معمولیِ دمِ‌دستی نمی‌نویسی، من می‌نویسم. تو نوشته‌هات همیشه اتوکشیده و جدی‌ان برات، مال من نه. تو عادت داری هفته‌ای یه بار یه پست بنویسی و به تعداد بازدیدکننده‌ها و خونده شدن یا نشدن‌شون اهمیت می‌دی، من ممکنه تو یه روز ده تا پست پشت سر هم پابلیش کنم که صرفن مال اون لحظه‌مه و به مخاطب فکر نکنم هیچ. من دیگه بعد این همه سال یه جاهایی بلدم مخاطب رو فرامش کنم، تو نه. این‌جوریاست که من هیچ‌وقت نمی‌دونم تو مغز تو چی می‌گذره، تو اما می‌دونی. می‌دونم گاهی وقتا ممکنه آزاردهنده باشه برات، گاهی وقتا جا بخوری هی، اما ازون‌ورم می‌تونی ازش استفاده کنی. می‌تونی منحنی سینوسی-حسیِ منو ببینی. این ازون امکان‌هاست که آدما به راحتی به هم نمی‌دن. به این راحتی جلوی هم‌دیگه با صدای بلند فکر نمی‌کنن. ما آدما خیلی وقتا ملاحظه‌کاریم و محافظه‌کار، وبلاگ من اما نیست. خیلی جاها نیست. یه راویِ صِرفه. مخصوصن راویِ حرف‌هایی که قرار نیست هیچ‌وقت زده بشه.

با این تناقضه خودمم نمی‌دونم چی‌کار باید کرد. ازون بحثای «در خدمت و خیانت وبلاگ‌نویسی»ئه. ولی می‌شه این‌جوری حساب کرد که ملاک، رفتارِ حضوریِ منه. بذار قورباغه‌هه واسه خودش ولو باشه این‌تو، تو اگه سؤالی داری بیا از خودم بپرس. اون اخماتم وا کن لطفن. من دوسِت دارم هنوز.
Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: