نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | مه 7, 2011

راندا

من و راندا، دوست جدید و کاملا آمریکایی ام، در بسیاری از زمینه ها مشابه هم فکر یا عمل می کنیم. قهرمان و استیو، همسر کاملا آمریکایی راندا، هم.

بزرگ ترین تفاوت من و راندا اول در زمینه ی مذهب و بعد در مورد سیاسته. راندا اعتقاد کامل و بلاشرط داره به مسیحیت و هر یکشنبه با تمام خانواده به کلیسا می ره و صلیب بزرگی هم به گردن داره. اما چیزی که الان می خوام بنویسم تا یادم نره، نظرات سیاسی رانداست، که دیروز با شور و حرارت برای من می گفت. این ها گفته های رانداست، طبعا نقل به مضمون است و کلمه به کلمه عین گفته هاش نیست.

– ما وقتی می ریم ارواین همه پرژن (Persian) و ایژن (Asian) هستند. می ریم سانتاآنا همه اسپنیش هستند. توی وست مینیستر هم که همه ویتنامی هستند، حتا پرچمشون رو اون جا برافراشته اند. من یک بار توی وست مینیستر رفتم خرید کنم و فروشنده با من ویتنامی حرف می زد و انگلیسی بلد نبود. من مخالف مهاجرت مردم کشورهای دیگه به آمریکا نیستم ولی اون ها باید بدونند که به آمریکا اومده اند و اون ها باید انگلیسی حرف بزنند نه این که انتظار داشته باشند آمریکایی ها زبون اون ها رو یاد بگیرند. این جا آمریکاست، کشوری که زبانش انگلیسیه و دینش مسیحیت. مهاجرها توی خونه هاشون هر کاری می خوان بکنند بکنند، اصلا خونه شون رو تبدیل به مسجد یا معبد کنند و به هر زبونی که دلشون می خواد حرف بزنند، اما وقتی از خونه بیرون میان زبان انگلیسیه و باور، مسیحیت.

– اوباما به خاطر بک گراند مسلمانی که داره، دائم اعلام می کنه که هر کس دلش می خواد می تونه مسلمان باشه یا مسلمان بشه. می دونم باور نمی کنی (چرا؟؟) اما حتا نیایش مسیحی رو از اول برنامه های کنگره حذف کرده، می گه ممکنه بعضی از سناتورها مسیحی نباشند. باورت می شه؟ سناتور آمریکایی در کنگره ی کشور آمریکا مسیحی نباشه؟؟

– دین ما می گه که همه رو دوست داشته باشید و با همه مهربون باشید. این ها اول اجازه دادند که هر کسی با هر دین و آیینی وارد این کشور بشه، حالا می گن از مسلمان ها متنفر باشید چون تروریستند و به ما آسیب می زنند. خب بهتر بود اجازه نمی دادند مسلمان ها وارد این کشور بشن، اون وقت برای ما خطری نداشتند و ما می تونستیم طبق دینمون دوستشون داشته باشیم.

– بن لادن توی خونه اش بدون سلاح و با لباس خونه نشسته بود استراحت می کرد، این ها از در و دیوار وارد شدند و کشتندنش و به کشتنش افتخار هم می کنند. این عادلانه نبود. اون فرصت دفاع نداشت.

– دولت آمریکا مردم رو تنبل بار می آره، از توی مدرسه کاری می کنه که همه یاد بگیرند وقتی از سر کار برمی گردند بنشینند جلوی تلویزیون و بگن خب، به ما اطلاعات بده. نه این که برن خودشون دنبال اطلاعات بگردند. این طوری می تونند هر چیزی رو که خودشون دلشون می خواد به مردم بگن و مطئنند که کسی چیز دیگه ای نمی دونه و نمی فهمه. ما اگه بخواهیم در مورد آمریکا خبری کسب کنیم باید منابع خبری کشورهای دیگه رو بخونیم، نه شبکه های خبری آمریکا رو.

– درسته که سارا پیلین چیزی از سیاست سرش نمی شه ولی در عوض مردم رو می شناسه، با مردمه، طرف ما رو می گیره. بعضی ها می گن آدم احمقیه چون توی مصاحبه های تلویزیونی دائم از گزارشگر و مجری گول می خوره، ولی این نشون می ده که دورویی ها و زرنگی های مخصوص سیاستمدارها رو نداره، مثل خودمونه. بعضی ها می گن مشکلات خانوادگی داره، مثلا دخترش تین پرگننسی (بارداری در دوران نوجوانی) داشته، اما به این فکر نمی کنند که اگه ما این مساله رو می دونیم، به خاطر صداقت سارا پیلین است. حتا بعضی ها می گن باهاش مشکل دارند چون وقتی حامله بوده و فهمیده بچه ش سندروم داون داره کورتاژ نکرده. من به این آدم ها می گم شماها می فهمین چی دارین می گین؟ منظورتون اینه که باید بچه اش رو می کشت؟؟؟

در این جا من بهش گفتم که در زمان تشخیص بچه در واقع بچه نبوده و مجموعه ای از سلول ها محسوب می شده و اون گفت:

– تا حالا با هیچ کسی که سندروم داون داره دوست بودی یا از نزدیک می شناختیش؟ دختر دوست من سندروم داون داره، مثل همه ی بچه های دیگه به مدرسه رفته، البته خب مدرسه ی مخصوص به خودش، و حتا الان سر کار می ره، کار خیلی خوبی هم داره، توی یک فروشگاه مواد غذایی کار می کنه. این قدر ازش راضی اند که گذاشته اندش دم در که به مشتریانی که وارد می شن خوش آمد بگه. آخه می دونی، کسانی که سندروم داون دارند سرشار از عشق هستند و وقتی کسی رو می بینند خیلی خوب و خوش اخلاق و با شادی واکنش نشون می دن، درست عین یک توله سگ.

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: