نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | دسامبر 31, 2010

جشن می گیریممممممم

ساعت یازده و نیم شب سال نوی میلادی نشسته ایم با قهرمان از کانال KTLA پخش مستقیم مراسم میدان تایمز نیویورک رو تماشا می کنیم، قهرمان می گه می بینی، توی کالیفرنیا هیچ وقت هیچ اتفاقی نمی افته، همه جا تمیزه، همه جا قشنگه، مردم همه سر ساعت شام می خورند و می خوابند، همه چیز و همه جا عین کارت پستاله، اون تصویری که همه از آمریکا دارند فقط توی نیویورک اتفاق می افته، برای همینه که من عاشق نیویورکم

من، عصبانی از این که حاضر نشده بیاد بریم نیوپورت بیچ که مراسم new year eve برگزار می شد و گفته که من تا نیمه شب بیرون نمی مونم، بهش می گم  یعنی اگه ما به جای ارواین رفته بودیم نیویورک الان توی میدون تایمز ایستاده بودیم و تا نیمه شب بیرون می موندیم؟ یا مثل الان نشسته بودیم توی خونه و از تلویزیون مراسم رو تماشا می کردیم چون هوا سرد بود و خیابون شلوغ بود؟

به من نگاه می کنه و هیچی نمی گه.

یعنی من بعد از قرن ها!!! یه چیزی گفته ام که اون قدر واقعی و درست و دقیق بوده که نه تنها نتونسته توپ رو بندازه توی زمین من، که حتا نتونسته جوابم رو بده.

Advertisements

Responses

  1. سلام . سال نوی میلادی مبارک باشه. امیدوارم روزهای خوبی در پیش رو داشته باشید.
    باز هم قهرمان چه خوب که چیزی نگفت. شوشوی من هر وقت که حرف منطقی می شنوه میگه : آه اگه غر نزنی حالت بد میشه بزن بزن.اصلا من خیلی وقته که غرهای تورو نشنیدم غر خونم پایین اومده!!!


دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: