نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | سپتامبر 26, 2010

مثنوی شرمساری

1- نه هیچ گاه موافق هیچ جنگی بوده ام، نه هشت سال جنگ بی هوده ی ایران و عراق را «دفاع مقدس» می دانم (و نه اصولا هیچ چیزی را مقدس…)، نه سال های جنگ خاطرات خوشی برای من رقم زده است، نه به جز کمبودهای معمول در بازار و تنها یک بار آژیر قرمز بویی از جنگ و موشک باران به مشامم خورده است، نه صدای آهنگران را دوست دارم، اما باز وقتی در ساعت سه و سی و پنج دقیقه ی بامداد کانال ها را می چرخانم و می رسم به IRIB1 و صدای آهنگران را می شنوم که می خواند: شب است و سکوت است و ماه است و من… حالم دگرگون می شود.. قلبم فشرده می شود.. غم می پیچد توی دلم، مثل موج بالا می آید و از چشم هایم لب پر می زند…

2- صرف نظر از این که «علیرضا قزوه» کیست و چگونه می اندیشد و چه می کند و چه می گوید، در شاعری قبولش دارم. شعرهایش را دوست دارم. از خواندن شعرهایش لذت می برم. گیریم که افکاری را که در شعرش می گنجاند دوست نداشته باشم، گیریم که هر بار در بحث با قهرمان از شاعری اش دفاع می کنم بحثمان ختم به دعوا بشود، گیریم که عالم و آدم از این که با مقام معظم رهبری سری از هم سوایند حالشان به هم بخورد، باز من سر حرفم هستم و می گویم علیرضا قزوه شاعر خوبی است، کلمه زیاد دارد و وزن را می شناسد و ترکیب های زیبایی خلق می کند. هم چنین است نظرم در مورد علی معلم، و اگر کلاهی بر سر داشتم قطعا آن را به احترام گنجینه ی بی حد و حصرش از واژه ها از سر برمی داشتم، گیریم که به ناحق رییس مرکز موسیقی صدا و سیما شده باشد یا به دست بوسی رهبر برود.

3- لینک داون لود «مثنوی شرمساری» با صدای صادق آهنگران

4- متن «مثنوی شرمساری»:

شب است و سكوت است و ماه است و من

فغان و غم اشك و آه است و من

شب و خلوت و بغض نشكفته‌ام

شب و مثنوی های ناگفته‌ام

شب و ناله‌های نهان در گلو

شب و ماندن استخوان در گلو

من امشب خبر مي‌كنم درد را

كه آتش زند اين دل سرد را

بگو بشكفد بغض پنهان من

كه گل سر زند از گريبان من

مرا كشت خاموشی ناله‌ها

دريغ از فراموشی لاله‌ها

كجا رفت تأثير سوز و دعا؟

كجايند مردان بي‌ادعا؟

كجايند شور‌آفرينان عشق؟

علمدار مردان ميدان عشق؟

كجايند مستان جام الست؟

دليران عاشق، شهيدان مست؟

همانان كه از وادی ديگرند

همانان كه گمنام و نام‌آورند

هلا، پير هشيار درد آشنا!

بريز از می صبر، در جام ما

Advertisements

Responses

  1. سلام خانم سارویكیجا لطفا حواستان را خیلی خیلی جمع كنید پای خود را از خط قرمز ها خیلی فراتر میگذارید ببین ما امثال علی معلم ها عاشق مقام معظم رهبریمان هستیما
    اصلا همین الان خدا جان ما را بگیرد وبه عمر ایشان بیفزاییدتا عمر داریم به دست بوسشان می رویم لطفا شما حالتان از خیلی چیز های دیگر به هم بخورد

  2. یکم می تونم درک کنم در مورد علیرضا قزوه ولی واقعا علی معلم چی؟؟؟یعنی واقعا فکر می کنی شاعره؟؟؟

    • یکی از شعرهاش رو که خیلی دوست دارم می ذارم اینجا به زودی. خودت می فهمی.

  3. الهی آمین مریم خانم. خدا دعایتان را برآورده کند زودتر همه تان فدای رهبرتان بشوید. :)

    • یعنی داشت جدی می گفت؟؟؟؟؟؟؟
      من کلی خندیده بودم به کامنتش…
      :-O

  4. خوبه که احساست روی آدم ها کیفیت کارشون را انکار نمیکنی

  5. كامنت مريم خدا بود


دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: