نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | اوت 31, 2010

سورپرایز در ساعت پنج و بیست و چهار دقیقه ی صبح

تمام شب رو بیدار نشسته ام که لاگ دخترک رو روی لپ تاپم درست کنم. برای اینترنت هیچ بروزری نداشت و من هم مدتیه روی لاگ خودم پسورد گذاشته ام و طفلکی هی بین لاگ من روی لپ تاپ مشترکمون و لپ تاپ باباش در رفت و آمد بود.

گوگل کروم رو براش اینستال کرده ام و تم آسمانی پر از ابر رو روش گذاشته ام. اکانت گوگل براش باز کرده ام که بتونم روی بک گراند گوگل براش تصویر بگذارم. پروفایل گوگلش رو کامل کرده و برای جی میلش یک تم زیبا گذاشته ام. خوشگل ترین تصویری رو که از بلوم (قهرمان محبوبش در کارتون وینکس) پیدا کرده ام گذاشته ام بک گراند گوگل. یک مدل دیگه هم با پس زمینه ی صورتی گذاشته ام بک گراند لاگش. فیس بوک و اکانت یاهو و سایت آموزش انگلیسی با بازی های آن لاین رو بوک مارک کرده ام. توی سایت وینکس کلاب و باربی و اسپونچ باب و دیدی گیمز اسمش رو رجیستر و سایت رو بوک مارک کرده ام. فلیکرش رو راه انداخته ام و عکس های بلوم و باربی رو که از اینترنت برای خودش سیو کرده اونجا آپلود کرده ام. تنظیمات اسکایپش رو تغییر داده ام و همه چیز رو روی های پرایوسی گذاشته ام. کلی دنبال نرم افزار پرنتز کنترل که رایگان هم باشه گشته ام و به همین منظور توی چند تا از سایت های پشتیبان گوگل کروم عضو شده ام. این وسط یک  حالی هم به تنظیمات اکانت یاهوی خودم داده ام و چند تا ای میلم رو به هم کانکت کرده ام، حالا جی میلم فوروارد می شه به یاهو و یاهو به ای او ال وصله، بنابراین با یک چک میل، می شه ترتیب هر سه اکانت رو داد. توی فیس بوکم هم چرخی زده ام.

موقع خواب، ساعت چهار و پنجاه دقیقه ی صبح، مطابق معمول گودر رو باز کرده ام که مثل کتاب خوندن پیش از خواب، آیتم هاش رو بخونم. می رسم به این نوشته. ویرم می گیره که ببینم آیا صفحه ی «این وبلاگ به دستور مقامات قضایی مسدود شده است» روی وبلاگ من هم تغییر کرده یا نه. همین طوری دراز کشیده و یک وری! یک صفحه ی جدید باز و  آدرس وبلاگ خدابیامرزم رو در آدرس باز وارد می کنم. هم زمان صفحه رو فول اسکرین می کنم که اگر تغییر کرده بود برای یادگاری ازش پرینت اسکرین بگیرم. بعد چی شد؟؟ بعد چی شد؟؟

.

این ها دیوونه اند. این ها واقعا دیوونه اند.

.

.

پ.ن. سورپرایز وقتی کامل شد که در پرشین بلاگ لاگ این کردم و نوشت:

کاربر گرامی، در فهرست وبلاگ های شما وبلاگی وجود ندارد.

Advertisements

Responses

  1. خوش به حالت!
    کاش وبلاگ من هم تو بلاگفا برگرده

    • نمی دونم این چه جور برگشتنیه که بهش دسترسی ندارم
      :-(

    • حداقلش اینه که به مطالبت دسترسی داری، ولی من همه چی رو از دست دادم، مطالب، نظرات، صفحاتم، لینک هام، دوستام، بازدیدکننده هام،،،

      دریغ از ذره ای همکاری از آقای شیرازی

    • می فهمم چی می گی. مخصوصا خط آخر. من که هرگز اون نیشخند پرتمسخر خانم پولادزاده رو فراموش نمی کنم وقتی که می گفت «خودتون بهتر می دونین چی کار کردین» و اون همه بی توجهی به حال خراب من وقتی نوشته های هفت سال رو از دست داده بودم

  2. ساروی کیجای عزیز سلاااااااااااااااام خیلی خوشحالم که بطور اتفاقی آدرس جدید شما را پیدا کردم.خیلی وبت را دوست داشتم و همیشه اطلاعات خوبی ازش میگرفتم.وقتی بسته شد ناامید شدم از پیداکردنت که خدارا شکر امروز پیدایت کردم.دخترکت را ببوس و همیشه شاد زی.

  3. اه. بزار برم امتحان کنم!!!

  4. با سلام
    اینجانب دانشجوی دوره کارشناسی رشته روانشناسی بالینی دانشگاه علامه طباطبایی هستم و برای تکمیل پایان نامه ام نیازمند تکمیل پرسشنامه هایم توسط دانشجویان دانشگاه های شهر تهران هستم. موضوع پژوهش من بررسی رابطه بین ابعاد عشق و تعدادی از ویژگی های فردی می باشد و برای پرکردن پرسشنامه ها حداقل شرط لازم این است که آزمودنی هم اکنون داری رابطه عاشقانه با شخصی دیگر و یا افکار عاشقانه درباره شخصی دیگر باشد. لازم به توجه است که نمونه من بایستی از دانشجویان دانشگاه های تهران باشد ولی شرکت تمامی دانشجویان کشور در این پژوهش مجاز است وجواب آزمون به آنها داده خواهد شد. در پایان خواهشمند است فیلد مربوط به دانشگاه را بدرستی پر کنید تا در انتخاب اعضای نمونه پژوهش دچار اشتباه نشویم.
    برای شرکت در آزمون آدرس زیر را در مرورگر خود کپی کنید و کلید اینتر را فشار دهید.
    Azmoon.freei.me
    از مسئول وبلاگ خواهشمندم برای اعتلا و پیشرفت سطح علمی جامعه این آگهی را حذف نکند تا سایر بازدیدکنندگان هم در صورت تمایل بتوانند شرکت کنند.
    با سپاس

  5. این شب بیداری پدر منو در آورده..از وقتی دانشگاه نرفتم صبح می خوابم ظهر بیدار می شم..حالم دیگه داره بد می شه..اصلا نمی تونم درست بخوابم..چون مامانم بیدار می شه اون موقع که من می خوابم و همه ش سر و صدا می کنه و تلفنم که همه ش زنگ می خوره..دارم فکر می کنم برم خونه ی خودم می تونم مثل تو برنامه ی خواب همه رو با خودم تنظیم کنم و کیف کنم..
    بعد هم خوب معلومه دیگه!!این ها بسیار دیوونه اند!

    • به.. پس کجا بودی همین امروز ظهر که سخن رانی آقامون رو بشنوی در باب قد نکشیدن و رشد نکردن و زرد شدن رنگ دخترک، که به خاطر ساعت خواب نامناسب اتفاق افتاده یا خواهد افتاد و طبعا مقصر کسی نیست جز من
      :-)

    • منم تو این ماه رمضون ساعت زندگیم چپه شده!
      مغرب تا ظهر رو بیدارم، ظهر تا شب رو خواب!
      چشمت روز بد نبینه! رنگم زرد شده! موهام هم داره میریزه :-D
      کاریش هم نمیشه کرد! :-D

  6. salam saravi jija,
    weblog marhoomet baz mishe dobare! Congrats!


دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: