نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | اوت 29, 2010

من خواب یک ستاره ی قرمز دیده ام*

از لحظه ای که از خواب بیدار شدم خسته ام. یک جوری که انگار تمام شب (که برای من درواقع از حدود دو و نیم تا یازده و نیم صبح بود) مشغول بیل زدن بوده م. حتا نه فقط بیل، که شاید وسط هاش کلنگ هم می زده م. وگرنه این همه خستگی آخه از کجا اومده؟

قهرمان فشار خونم رو اندازه می گیره و نرماله. می گه این حال بدت از اثرات بی خوابیه، صد هزار بار گفتم شب دیر نخواب، بدن تو طاقت حتا یک شب بی خوابی رو نداره. با قیافه ای حق به جانب می گم من دیشب دیر نخوابیدم… می گه خب اثر شب های پیشه حتما.

دیرتر به قهرمان می گم این طبال** دیشبی ریتم هم بلد بود. می گه تو از کجا می دونی؟ می گم یعنی چی؟ می گه تو که گفتی دیر نخوابیدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واقعا ساعت دو و نیم دیره؟؟؟؟ پس اون سه شب قبلیش که شش و نیم یا هفت صبح حتا، می خوابیدم چی؟؟؟؟؟

.

.

.

* من خواب دیده ام که کسی می آید/ من خواب یک ستاره ی قرمز دیده ام/ و پلک چشمم هی می پرد/ و کفش هایم هی جفت می شوند/ و کور شوم اگر دروغ بگویم/ من خواب آن ستاره ی قرمز را/ وقتی که خواب نبودم دیده ام…

شعر «کسی که مثل هیچ کس نیست» از فروغ فرخزاد

**در طول ماه رمضان، در هر محله یا مجتمع ساختمانی شهرهای ترکیه یک نفر راه می افته و طبل می زنه که مردم رو برای سحر بیدار کنه. ویژگی خاص این طبل زدن برای ما اینه که اولا اذان ساعت 4 صبحه، این ها ساعت دو و نیم نیمه شب طبل می زنند، یعنی روزه دار می تونه پاشه واسه سحری آبگوشت بار بذاره این قدر وقت داره و ثانیا هیچ ریتمی نداره طبل زدنشون و صرفا کوبیدن روی طبل است، مخصوصا وقتی زیر پنجره ی ساختمون ها می رسند به چنان ضربی می کوبند روی طبل که ارکان ساختمون به لرزه درمیاد.

روز عید فطر مردم پول جمع می کنند برای طبال محله شون و ازش بابت برهم زدن آسایش شبانه به طول یک ماه، تشکر می کنند. البته امسال برای اولین بار در یکی از منطقه های استانبول این طبل زدن ممنوع شد.

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: