نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | ژوئن 10, 2010

یک عالمه لیوان، چای

این نوشته از من نیست، اما حرف دل من است برای کسی که چندین بار «بروتوس» شد در زندگی ام و به موقع نفهمیدم که باید ترکش کرد.

این نوشته را از این جا کپی کردم:

.

.

.

یک سال و سه روز پیش؛

برای دوستی كه حالا دور است …

نوشته بودی مرسی كه اعتنا كردی. من هميشه به نوشته های يك دوست پنج ساله اعتنا می كنم. من هميشه به يك دوست پنج ساله اعتنا می كنم. آن قدر كه نخواهم به همين راحتی ها، تنها به دليل عقيده اش برنجانمش. آن قدر كه به دليل مخالفت با عقيده اش، به هر حرفی متوسل نشوم.

اين چند خط را نوشتم چون دلم نيامد نامه ی مرسی كه اعتنا كردی ات، پايان باشد .

بسيار رنجيده ام. دلزده، خسته و غمگينم. آسمان ابری ست. دايره ها می خورند به هم، دلنگ دلنگ صدا می كنند. من خاطراتم را نشخوار نمی كنم. اشك هم نمی ريزم. يك تهی بزرگ جای تمام دوست داشتن هام را گرفته. جای تمام تعلق خاطرها، دلبستگی ها، كافه ها. فكر می كنم «در زندگی زخم هايی هست كه مثل خوره روح را آهسته و در انزوا می خورد و می تراشد، می خورد و می تراشد، می خورد و می تراشد.»

فكر می كنم ديگر كی بشود فراموش كنم، ببخشم، بگذرم؟

راستش را بگويم؟ پير شده ام ديگر، تن می دهم به هر چه بد، به هر چه نبايد. دلم پر می شود از دل گيری و كينه و لام تا كام هيچ نمی گويم.

راستش را بگويم؟ من از كنار هيچ كلمه ای ساده رد نمی شوم، ذهنم بی رحمانه می نويسد. آن قدر كه درد می كند سرم، آن قدر كه قلبم تند می زند «با خودت چه كردی كه اين همه تند می زند قلبت. فشارت اين همه بالاست؟»… من لبخند می زنم. يكی درونم اما عصبانی ست. عصبانی اين شب های بی خوابی خيابان گردی… می نشينم روی صندلی و تاب می خورم. جلو، عقب، جلو، عقب…

راستش را بگويم؟ من هيچ وقت نمی بخشم، فراموش هم نمی كنم. تنها از كنارشان، از كنارتان، از كنارت می گذرم و فكر می كنم تمام اين سبزها و سفيدها ارزشش را نداشت…

من خوب نيستم. بعيد می دانم ديگر خوب شوم. فكر می كردم آدم ها توی خنده ی هم شريكند و تو غم و عصبانيت هم شريكند. فكر می كردم دوست ها براي همين وقت های ناراحتی اند كه اشتباه بود انگار. فكر می كردم برای همه ی لبخند هايی كه به لبت آوردم، حق دارم بخواهم تحمل كنی ناراحتيم را. هر وقت خنده برگشت به زندگيم و روزها و شب هام، برويم خانه ی هنرمندان يك عالمه ليوان، چای بنوشيم .

دنيات به كام، زندگيت پر از دوست ها و دوستی های شاد و خوشحال …

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: