نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | ژوئن 4, 2010

منی که نمی شناسمش

یعنی هر روز باید اتفاقی بیفته که من بفهمم چقدر خودم رو نمی شناسم.

یعنی وقتی یک نفر از یک چیزی خوشحال می شه چی کار می کنه؟ بالا پایین می پره؟ جیغ می کشه؟ می خنده؟ گریه می کنه؟ غش می کنه؟

یعنی من چی کار کردم اون وقت؟

.

.

.

پا شدم یک قابلمه پلو پختم با کره، یک بشقاب پر پلوی خالی خوردم.

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: