نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | ژوئن 2, 2010

I urge you…

تابلوهای تبلیغاتی قدیمی رو یادتون هست؟ از این هایی که نوشته ی اصلی رو با چراغ قرمز چشمک زن می نوشتند و دور تابلو یک سری لامپ زرد بود که دنبال هم می دویدند؟ یعنی منظورم اینه که یک جوری روشن و خاموش می شدند که انگار دارند دنبال هم می دوند؟

ساعت سه صبح، بی حوصله در حال گودرخوانی ام، می زنه به سرم ای میلم رو چک کنم، می بینم که بعد از یک هفته انتظار ننسی به آنیکا ای میل زده و BCC اش رو فرستاده برای من.

جمله ی آخرش رو با I urge you.. شروع کرده.

الان درست نه ساعته که این جمله ی I urge you.. عین اون تابلوهای تبلیغاتی قدیمی توی سرم با چراغ قرمز چشمک می زنه.

آنیکا، ننسی ارجز یو.. هاهاها.. تا چشمت درآد.

.

.

پ.ن. جدا دلم می خواست می تونستم بیشتر توضیح بدم.

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: