نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | مارس 29, 2010

خارج‌نشینی

پس از دو ماه زندگی در خارج از ایران، وقتی می‌خوام برم ماست بخرم، دنبال مانتو می‌گردم.

پس از چهار ماه زندگی در خارج از ایران، وقتی توی خیابون باد می‌وزه دستم رو می‌برم بالای سرم که روسری‌م رو نگه دارم.

پس از شش ماه زندگی در خارج از ایران، وقتی دوستم به دخترش می‌گه «واسه‌ی مدرسه باید موهات رو ببندی»، می‌گم آره، موی باز توی مدرسه خیلی سخته، مخصوصا زیر مقنعه..

پس از هشت ماه زندگی در خارج از ایران، وقتی توی یک فیلم ایرانی می‌بینم تاکسی وسط خیابون نگه داشته تا مسافرش رو پیاده کنه، در نهایت تعجب با چشم‌های گرد از خودم می‌پرسم وا، تاکسیه چرا این‌جا وایساده؟ چرا کنار خیابون پارک نکرده؟؟؟؟

 

 

 

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: