نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | نوامبر 16, 2009

نه راز زنانی که هر چه می‌خواهند به دست می‌آورند – ٣٠

با گرفتن آزمایش جاده احساس گناه نکنید. آزمایش جاده کاری بود که می‌بایست در مورد آن خانم مدیر شرکت انتشاراتی می‌کردم. چون از مطرح کردن ایده‌ام بر سر میز ناهار واهمه داشتم، می‌توانستم با یکی دو سوال عمق آب را بسنجم: آیا شما به دنبال مشتری‌های جدید هستید؟ آیا وقتی نویسندگان مجلات تلاش می‌کنند کتاب‌هایشان را به شما بفروشند ناراحت می‌شوید؟

برای خود ضرب‌الاجلی قرار دهید که از عهده‌اش برمی‌آیید.

اگر در زمان‌بندی مشکل دارید، می‌توانید یک ضرب‌الاجل بر خود تحمیل کنید یا از دیگران بخواهید که این کار را برای شما انجام دهند. این همان کاری است که طراح مد، خانم سینتیا رولی انجام داد.

او زمانی که در انستیتو هنر شیکاگو دانش‌جو بود برای رفتن به آن‌جا از قطار استفاده می‌کرد. روزی در قطار مسؤول خرید، مارشال فیلدز، از او می‌پرسد ژاکتی که پوشیده کار کدام طراح مد است و او جواب می‌دهد کار خودش است و می‌گوید که طراح مد است. با این که او خودش ژاکت را طراحی کرده بود ولی یک طراح مد حرفه‌ای نبود. مسؤول خرید از او می‌خواهد که هفته‌ی بعد به دفترش بیاید و نمونه‌هایی از طراحی‌هایش را با خودش بیاورد. رولی به جای این که بگوید طرحی ندارد، «هفته‌ی بعد» را برای خود ضرب‌الاجل قرار می‌دهد. به مدت یک هفته به مغازه‌های پارچه‌فروشی می‌رود و پنج طرح آماده می‌کند تا به آن مسؤول خرید بدهد. با این که او در آن جلسه می‌گوید که یک طراح فعال نیست، اولین سفارش خود را دریافت می‌کند: ١٢ ژاکت از جنس جیر.

شش قاعده‌ای که باید ندیده بگیرید

وقتی تصمیم گرفتید که اصل «شروع از پله‌ی اول» و «منتظر وقت مناسب ماندن» را ندیده بگیرید، در جاده‌ی درست افتاده‌اید. اما مردم هم‌چنان اندرزهای ناخواسته در مورد چگونگی پیش‌روی شما ارائه خواهند داد. نسبت به خیلی از این اندرزها هشیار باشید و مخصوصا این شش مورد زیر را کلا ندیده بگیرید.

١- آموزش لازم را به دست آورید.

برای بعضی چیزها باید آموزش تخصصی ببینید، ولی برای خیلی چیزها آموزش تخصصی لازم نیست. نباید به طور خودکار فکر کنید که به آموزش نیاز دارید، زیرا به نظر می‌آید که «بدیهی» باشد.

چند سال پیش خانمی در بخش پژوهش، نزد من گفت برای به واقعیت درآوردن یک آرزوی دیرینه شرکت را ترک می‌کند و به دانش‌گاه برمی‌گردد. انتظار داشتم بگوید که می‌خواهد فوق‌لیسانس مددکاری بگیرد تا به مردم مشاوره بدهد یا مدرکی در علوم زیست‌محیطی بگیرد تا مساله‌ی انبوه زباله‌ها را حل کند. ولی وقتی گفت که آرزوی نهانش این است که نویسنده‌ی مجله شود بسیار تعجب کردم. سال‌های سال او در بین چند نویسنده و سردبیر کار کرده بود، می‌توانست از آن‌ها ایده بگیرد یا مقاله‌هایش را چاپ کند. ولی به جای این که از راه میان‌بر استفاده کند، می‌خواست به دانش‌گاه برگردد و در آن‌جا گیر کند. او قبلا راه‌نمایی شده بود که به‌تر است برای این کار به دانش‌گاه برود و خودش نیز احساس می‌کرد که رفتن به دانش‌گاه به‌ترین روش برای رسیدن به مقصد است.

مردان در اجازه ندادن به مفهوم «تجربه‌ی کامل» در جلوگیری زن‌ها از رسیدن به مقصدشان بسیار ماهرند. یکی از کارگردانان تلویزیونی مشهور در این کار خیلی باتجربه به نظر می‌رسد. او قبلا در یک شبکه‌ی خبری محلی کار می‌کرد ولی می‌دانید که پیش از آن چه کار می‌کرد؟ به آگهی‌های سفیدکننده‌ی دندان می‌پرداخت. وقتی به او یک شغل بسیار بالاتر پیشنهاد می‌کنند، آیا فکر می‌کنید که فریادزنان در حالی که به این طرف و آن طرف می‌دود می‌گوید: «نمی‌توانم، نمی‌توانم، هرگز راجع به جنگ خبرنگاری نکرده‌ام، من هرگز راجع به زلزله خبرنگاری نکرده‌ام، آیا به‌تر نیست اول بروم مدرکی در خبرنگاری بگیرم؟» مسلما او این کار را نمی‌کند.

.

.

.

.

پ.ن. ادامه دارد.

 

 

 

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: