نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | نوامبر 2, 2009

نه راز زنانی که هر چه می‌خواهند به دست می‌آورند – ٢٨

٢- والدو را پیدا کنید.

اکنون شما نیازهای خود را فهرست‌بندی کرده‌اید و احتمالا فعالیت‌های زیادی در آن نوشته شده است. حالا باید مقداری تلاش کنید و چند تلفن بزنید. و البته باید افرادی را نیز ببینید. زیرا وقتی انسان می‌خواهد چیزی به دست بیاورد، معمولا آن را از دیگران به دست می‌آورد. یکی از چیزها در مورد زنانی که هر چه می‌خواهند به دست می‌آورند این است که آن‌ها به سرعت می‌فهمند از چه کسی آن را بخواهند. من به این مرحله می‌گویم «یافتن والدو» (والدو یک شخصیت کارتونی است در یک تصویر بسیار شلوغ که از خوانندگان خواسته می‌شود تا برای سرگرمی او را پیدا کنند).  افراد زیادی در تصویر وجود دارند که می‌توانند حمایت‌گر باشند و راه‌نمایی کنند، ولی کسی در جایی قدرت واقعی جایزه دادن به شما را دارد. این شخص کسی است که در شرکتی می‌تواند به شما کاری دهد، یک دکتر متخصص نازایی است، یک مربی بسیار خوب است، یا یک دلال بسیار فعال و وارد املاک است. باید شخصی را که نیاز دارید پیدا کنید و با او تماس بگیرید.

چند روز پیش با دوستی ناهار صرف کردم که پنج سال پیش تصمیم گرفته بود نویسنده‌ی توریستی بشود تا بتواند بدون پول دادن دنیا را بگردد. از روزی که آن را به من گفته بود به یخ‌چال‌های آلاسکا رفته بود، با کشتی از رودخانه‌ی سن گذشته بود، جزایر یونان را سیاحت کرده بود و بسیار مسافرت‌های دیگر. وقتی از او پرسیدم چه‌گونه به هدفش رسیده است، گفت: «مدتی طول کشید تا بفهمم که فقط نیاز دارم با مسؤولان تبلیغات توریستی آشنا شوم، زیرا آن‌ها هستند که ترتیب مسافرت‌ها و رزرو هتل‌ها را می‌دهند. در کنفرانس‌های توریستی زیادی شرکت کردم و بالاخره افراد مناسب را پیدا کردم».

همیشه یک والدو وجود دارد. کافی است بچرخید، بپرسید و از نیروهای درونی خود برای یافتن او استفاده کنید. زیرا کلید طلایی در دست اوست.

٣- فرصت را بقاپید.

اشتباهی را که من در مورد نگفتن کتاب نوشتنم به خانم مدیر انتشاراتی کردم تکرار نکنید. اگر فرصت طلایی در یک متری شماست، آن را بقاپید و بعدا در این مورد که آیا کار خوبی بوده است یا نه نگران شوید.

دوست بسیار موفقی دارم که با یک مرد عالی ازدواج کرده است و فقط همین اواخر بود که اعتراف کرد چگونه او را یافته است. او می‌گوید: « در سی و پنج سالگی روزی از خواب بلند شدم و فهمیدم که آرزوی ازدواج کردن و بچه‌دار شدن دارم و می‌خواستم با تمام انرژی آن را به واقعیت درآورم. بنابراین تصمیم گرفتم هر فرصت کوچکی را که دست می‌دهد دنبال کنم. به کلوپ‌های مختلف پیوستم، تنهایی به مسافرت‌هایی رفتم، به دوستان و آشنایان گفتم. روزی با یکی از دوستانم که آقایی است تلفنی صحبت می‌کردم، او ناگهان گفت معذرت می‌خواهم آن یکی خط با من کار دارد. معلوم شد یکی از دوستانش است که من قبلا او را چند بار در جمع دوستان دیده بودم. از دوستم پرسیدم آیا او ازدواج کرده است، جواب داد نه، و من از او خواستم که ما را بیش‌تر با هم آشنا کند. یک سال بعد با هم ازدواج کردیم. »

۴- ستاره‌ی سینمایی درون خود را پیدا کنید.

برای به دست آوردن آن‌چه می‌‌خواهید باید احساس کنید که لیاقت آن را دارید و متاسفانه جهیدن و قاپیدن فرصت کافی برای لایق دانستن خودتان باقی نمی‌گذارد. این راه میان‌بر را امتحان کنید: بیرون بروید و لباسی بسیار گران‌قیمت برای خود بخرید و موهایتان را طوری بزنید که ظاهر تازه‌ای پیدا کنید. اگر مثل یک ستاره‌ی سینمایی بپوشید و عمل کنید، خودتان را آن طور احساس خواهید کرد. این کار خیلی بیش‌تر از چهل ساعت گوش دادن به نوار افزایش اعتماد به نفس، کارآیی دارد.

.

.

.

.

پ.ن. ادامه دارد.

 

 

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: