نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | اکتبر 26, 2009

نه راز زنانی که هر چه می‌خواهند به دست می‌آورند – ٢٧

یکی از چیزهایی که درباره‌ی زنانی که هر چه می‌خواهند به دست می‌آورند مشاهده کرده‌ام، این است که آن‌ها همواره قدم‌ها و مراحل بی‌هوده را حذف می‌کنند. درست مثل این که آن‌ها خانه‌ی خود را با به‌ترین چیزها دکور کرده‌اند و دیگر نیازی به خرده‌ریزهای بی‌هوده و بی‌مصرف ندارند.

خیلی خوب به یاد دارم اولین باری را که دیدم زنی وارد گود شد و آن‌چه را می‌خواست به دست آورد. در راز قبلی گفتم که در حوالی بیست سالگی، وقتی در مجله‌ی گلیمور نویسنده بودم، در یکی از ایست‌گاه‌های تلویزیون کابلی داوطلبانه کار می‌کردم. برای یافتن شغل در تلویزیون تا اندازه‌ای جدی بودم و فکر می‌کردم داوطلبانه کار کردن من می‌تواند هم به من کمک کند تا بدانم واقعا تلویزیون را دوست دارم یا نه و هم در سابقه‌ی کاری من درج شود. در یکی از روزها وقتی به سر کار در مجله‌ی گلیمور برمی‌گشتم یکی دیگر از نویسندگان گروه مرا به دوستش معرفی کرد.

هم‌کارم به من گفت: «سارا دو ماه پیش از دانش‌گاه فارغ‌التحصیل شده است و می‌خواهد وارد تلویزیون شود. داشتم راجع به کار تو در تلویزیون می‌گفتم. شاید تو به‌تر از من بتوانی آن را توضیح دهی.»

من در مورد ایست‌گاه تلویزیونی و طرز کار آن و فرصت‌های طلایی برای کسی که تجربه ندارد ولی شوق آموختن دارد، پنج دقیقه‌ای برای او صحبت کردم و اضافه کردم که اگر می‌خواهد می‌تواند به من تلفن بزند و من می‌توانم ترتیبی بدهم تا او وارد آن‌جا شود. او با قدردانی زیاد تشکر کرد و رفت.

دیگر از او خبر نداشتم و این بی‌خبری باعث تعجبم شده بود زیرا بسیار شوق‌زده به نظر می‌آمد. ولی دو هفته بعد، یکی از کارگردانان آن ایست‌گاه تلویزیونی اسم یک نویسنده‌ی جدید را که در آن ایست‌گاه داوطلبانه وارد کار شده بود ذکر کرد و آن نویسنده همان دختر خانم بود.

خوب، اولین واکنش من این بود که پشت سر او ناسزا بگویم. او از من اطلاعات کشیده بود و از پشت سرم گذشته وارد آن‌جا شده بود. ولی بعدا فهمیدم که او چه‌قدر زیرک بوده است. آن‌چه او نیاز داشت تنها نام جایی بود که داوطلبان را قبول می‌کرد و من آن نام را در اختیار او گذاشته بودم. او به ملاقات دیگری با من نیازی نداشت.

چگونه می‌توانید مراحلی را که نیاز دارید و مراحلی را که نیاز ندارید از هم تشخیص دهید؟ باید با افراد زیادی که دقیقا به آن‌چه می‌خواستند رسیده‌اند صحبت کنید. من همیشه جمع‌آوری‌کننده‌ی اطلاعات بوده‌ام ولی با گذشت زمان فهمیدم که بسیاری از کسانی که با آن‌ها صحبت کرده‌ام کسانی نبوده‌‌اند که دقیقا آن‌چه را می‌خواستند به دست آورده‌اند. این نوع افراد همیشه از دادن اطلاعات به شما خوش‌حال می‌شوند اما خیلی از چیزهایی که می‌گویند بی‌فایده است زیرا واقعا نمی‌دانند راجع به چه چیزی حرف می‌زنند. این مساله در مورد یکی از دوستانم که می‌خواست برای بار دوم بچه‌دار شود روی داد. او دفعه‌ی اول به راحتی باردار شده بود ولی دفعه‌ی دوم چندان خوش‌شانس نبود.

او برای کمک به دوستانش مراجعه می‌کند. او می‌گوید: «آن‌ها بسیار هم‌دردی نشان می‌دادند و پیشنهادهای زیادی می‌کردند، از جمله این که آرامش داشته باشم، به جلسات ماساژ بروم و با شوهرم به تعطیلات آخر هفته بروم. آن‌ها به من می‌گفتند «دفعه‌ی اول موفق بودی این دفعه هم موفق می‌شوی» اما در نهایت با زنی که خودش این مشکل را داشت صحبت کردم و او گفت که این یک عارضه‌ی پزشکی است و باید هر چه زودتر به پزشک مراجعه کنم. با مراجعه به پزشک فهمیدم که تخمک‌گذاری‌ام قوت قبلی سه سال و نیم پیش را ندارد و نیاز به درمان دارم. من نسبت به کمک زنان دیگر قدردانی دارم اما آن‌ها بدون اطلاعات دقیق مرا راه‌نمایی می‌کردند».

این مورد زیاد روی می‌دهد و باید به هر قیمتی که شده از آن اجتناب کرد.

.

.

.

.

پ.ن. ادامه دارد.  

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: