نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | اکتبر 5, 2009

نه راز زنانی که هر چه می‌خواهند به دست می‌آورند – ٢۴

آن روز رسید و من دیوانه‌وار اداره را ترک کردم، در حالی که از خود می‌پرسیدم چرا به جای این که در حال خریدن وسایل خانه باشم باید دست به این کار بزنم. جلسه‌ی شام شامل یک برنامه با تصاویر اسلایدی درباره‌ی ترکیه بود. خانم ارائه‌دهنده خودش اهل ترکیه بود و اسلایدها زادگاه، خانه‌ی شخصی او و چند عکس دیگر راجع به ترکیه‌ی سال‌های پیش را شامل می‌شد. در حالی که برنامه را نگاه می‌کردم احساس لذتی شیرین و نامنتظره به من دست داد.

بعد که از آن‌جا بیرون آمدم دانستم که آن‌چه اشتیاقش را دارم اندکی ماجراجویی است. پیش از ازدواج و بچه‌دار شدن به کشورهای زیادی سفر کرده بودم. وقتی هم که به مسافرت خارج نمی‌رفتم به نیویورک می‌رفتم، در محله‌ی چینی‌هایا گرینویچ‌ویلیج قدم می‌زدم، در یک رستوران دور از گذر غذا می‌خوردم. بنابراین به این نتیجه رسیدم که آن‌چه می‌خواهم مقداری ماجراجویی است. در حال حاضر نمی‌توانستم به ترکیه بروم ولی می‌توانستم ماجراجویی‌های کوچک را دوباره تجربه کنم.

وقتی سرنخی ندارید که به جایی بروید تا آن‌چه را که می‌خواهید کشف کنید، فقط در را باز کنید و بیرون بروید.

راز سوم

منتظر وقت مناسب نباشید

امیدوارم که همین حالا با بی‌صبری منتظر انجام دادن کاری باشید. وقتی مطالعه‌ی این کتاب را شروع کردید شاید نمی‌دانستید که در نهان به دنبال چه چیزی هستید، ولی با اجازه دادن به حمله‌ی حسادت یا پارتیزان تجربه شدن احتمالا تا اندازه‌ای می‌دانید که در زندگی‌تان چه کمبودی دارید. اگر چنین است اکنون آماده‌ی عمل هستید.

از طرف دیگر شاید می‌دانید که چه می‌خواهید و بدون خواندن دو راز قبلی به مطالعه‌ی این راز آمده‌اید. خوب، از همین جاست که اولین قدم‌ها برای به دست آوردن آن‌چه می‌خواهید برداشته می‌شود.

شاید از قبل می‌دانید که چه می‌خواهم بگویم. شما مقالات زیادی خوانده‌اید و با مشاوران زیادی صحبت کرده‌اید تا به این نتیجه برسید که الان موقعی است که جرات یافته‌اید برای رسیدن به هدفتان برنامه‌ی کاملی بریزید. وقتی برنامه‌ریزی می‌کنید باید همه‌ی مراحلی را که طی خواهید کرد مشخص کنید.

راستش را بخواهید به شما نخواهم گفت که روی یک برنامه‌ی بزرگ کار کنید زیرا وقتی به زنانی نگاه می‌کنم که در رسیدن به خواسته‌هایشان بسیار موفق هستند، هیچ یک برنامه‌ی فوق‌العاده ندارند. منظور این نیست که آن‌ها بدون این که بدانند به کجا می‌روند راه می‌افتند، منظورم این است که آن‌ها به جای این که وقتشان را با برنامه‌ریزی پر کنند، یورش می‌برند. وقتی دیگران با احتیاط تمام جوانب امر را می‌سنجند، آن‌ها خیلی وقت است که راه افتاده‌اند. تا افراد عاقل در کنار رودخانه دنبال راهی می‌گردند که از آن بگذرند، آن‌ها سینه به آب زده از رودخانه رد شده‌اند. این زنان از وسط شروع می‌کنند نه از ابتدا. این زنان چشمان خود ار برای فرصت‌های غیر منتظره باز می‌گذارند و هرگز منتظر وقت مناسب نمی‌مانند.

ممکن است این کار کمی بی‌احتیاطی یا حتا احمقانه به نظر برسد. در نگاه اول، شاید، ولی به من اعتماد کنید. اگر تصمیم دارید آن‌چه را که می‌خواهید به دست آورید باید برای فکر کردن به روش بی‌عیب و نقص برای رسیدن به آن وقت کم‌تری سپری کنید، بلکه وقت خود را بیش‌تر صرف انجام دادن آن کنید. ممکن است پیش از آن که آماده باشید بپرید. طبق یک ضرب‌المثل قدیمی «شکوه و افتخار با شجاعت آغاز کردن شروع می‌شود» یا «کسی که خطر نکرد به هیچ جا نرسید».

خطر نقشه‌ی کامل

در مورد نقشه‌ی کامل ریختن چه چیزی بد است؟ هیچ چیزی. تا زمانی که این نقشه انعطاف‌پذیر است هیچ چیزی بد نیست. تا زمانی که بتوانید این نقشه را تغییر دهید یا حتا بعضی وقت‌ها آن را ندیده بگیرید هیچ چیزی خطرناک نخواهد بود. شما باید تا اندازه‌ای بدانید که مقصدتان کجاست و آمادگی رویارویی با ناشناخته‌ها را داشته باشید. حتا خوب است ماموریت خود را روی یک تکه کاغذ بنویسید. چند روز پیش وقتی دفترچه‌ی یادداشت قدیمی خود را ورق می‌زدم یک تکه کاغذ پیدا کردم که در آن تصمیم‌های خود را برای یکی از سال‌های دهه‌ی هشتاد نوشته بودم. با این که خیلی از این تصمیم‌ها را به طور کامل انجام نداده بودم، دو مورد از مهم‌ترین آن‌ها را انجام داده بودم: رفتن به ریو و آموختن استفاده از لنزهای طبی. نوشتن تصمیم‌ها بر روی کاغذ به ما کمک می‌کند تا آن‌ها را انجام دهیم.

اما زیاد در بند نقشه‌ریزی و برنامه‌ریزی شدن مشکلاتی نیز به وجود می‌آورد. برای تازه‌کارها نقشه‌ی کامل بیش‌تر آن‌ها را به فکر کردن مشغول می‌کند تا عمل کردن.

.
.
.
.

پ.ن. ادامه دارد.

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: