نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | سپتامبر 14, 2009

نه راز زنانی که هر چه می‌خواهند به دست می‌آورند – ٢١

۴. تقاضای پند و اندرز بکنید، ولی خیلی مراقب باشید.

یکی از چیزهایی که در مورد زنانی که هر چه می‌خواهند به دست می‌آورند متوجه شده‌ام، این است که آن‌ها اغلب یک نفر را دارند که از او راهنمایی و مشاوره می‌خواهند. البته منظورم یک مشاور حرفه‌ای نیست. داشتن یک مشاور حرفه‌ای بسیار خوب است، ولی هیچ تضمینی وجود ندارد که بتوانید یکی از آن‌ها را که مناسب است پیدا کنید. به‌علاوه، نباید همه‌ی تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد گذاشت. کسی که شما را استخدام کرده و کار یادتان داده است، نباید کسی باشد که شما در مورد این که می‌خواهید به دانش‌گاه برگردید و مامایی بخوانید، با او مشورت کنید. او فکر خواهد کرد که کار بی‌خودی است. علاوه بر آن ممکن است مشاور حرفه‌ای شما نقل مکان کند، آن وقت چه خواهید کرد؟ بهتر است افراد مختلفی داشته باشید که بتوانند دیدگاه‌های مختلفی ارائه دهند. از جمله رییس قبلی، مادر، دوستان و دیگران.

این مشاوران خصوصی آماده هستند تا در موارد بحرانی شما را هدایت کنند و زمانی که می‌خواهید یک تصمیم جدی بگیرید به شما انرژی بدهند. آن‌ها هم‌چنین می‌توانند به شما در یافتن آن‌چه می‌خواهید، کمک کنند. آن‌ها می‌توانند بعضی خصوصیات خوبی را که شما از آن‌ها آگاهی ندارید ببینند یا بهتر از شما بدانند که در زندگی‌تان چه کم‌بودی دارید.

وقتی در ردبوک کار می‌کردم، با یک وکیل دعاوی جوان به نام سوزل اسمیت که در لس‌آنجلس دفتر شخصی دارد گفت‌وگویی داشتم. این خانم بعد از پایان دانش‌گاه به گروه کوچکی از وکلای تعاونی می‌پیوندد. او می‌گوید: «فکر می‌کردم که می‌خواهم وکیل تعاونی بشوم، زیرا دوست داشتم در جمع صاحبان صنایع بنشینم و به آن‌ها بگویم که چه کار کنند، ولی یک روز یکی از مشاورانم به من گفت ممکن است خودتان ندانید، شما استعداد وکیل دعاوی شدن دارید، زیرا دوست دارید بحث کنید، مجادله کنید و به مبارزه بپردازید، شما دوست دارید با مردم کنش و واکنش داشته باشید. »

این لحظه در زندگی او سرنوشت‌ساز بود. او می‌گوید: «گاهی، کسانی که شما را واقعا می‌شناسند بهتر از شما می‌توانند ببینند چه کاری باید انجام دهید.»

خانم کیت اسپید که طراح کیف دستی است، وقتی سعی می‌کرد تصمیم بگیرد چه نوع حرفه‌ای انتخاب کند همه‌ی موارد را در نظر گرفته بود، از جمله باز کردن یک رستوران مکزیکی. شوهر آینده‌ی او بود که کیف دستی را پیشنهاد کرد. او می‌گوید: «من عاشق کیف دستی هستم. من یک هزار کیف دستی در کمدم داشتم ولی هرگز به فکرم نرسیده بود که آن را به یک حرفه تبدیل کنم تا این که شوهرم آن را به من گفت.»

چرا دیگران می‌توانند چیزی را ببینند که شما نمی‌بینید؟ زیرا آن‌ها چشم‌انداز لازم را با خون‌سردی و دید جدید به همراه دارند.

اگر کسی خودش این اطلاعات را به شما نداد، از تقاضا کردن نترسید. ولی آه و ناله هم نکنید. بگویید: «این روزها کمی دل‌سرد هستم و نمی‌دانم چرا. آیا چیزی وجود دارد که فکر می‌کنید من نمی‌بینم؟ فکر می‌کنید من چه کاری باید انجام دهم؟»

ولی باید مشاورهای خود را خوب انتخاب کنید. هیچ چیزی خطرناک‌تر از این نیست که از شخص غیرمناسب کمک و راه‌نمایی بخواهید.

شاید یکی از بدترین داستان‌هایی که تاکنون درباره‌ی این خطر ویژه شنیده‌ام، داستانی باشد که خانم نانسی تیلور روزنبرگ، نویسنده‌ی مشهور، برایم تعریف کرده است.

وقتی بچه‌هایش کوچک بودند، او و شوهرش مشکل مادی پیدا می‌کنند. روزنبرگ تصمیم می‌گیرد یک داستان وحشت‌ناک بنویسد. وقتی داستانش تمام می‌شود از هم‌سایه‌اش می‌خواهد که آن را بخواند و نظر بدهد. هفته‌ها می‌گذرد و آن زن چیزی نمی‌گوید. سرانجام بعد از چند ماه، روزنبرگ آن را در کتاب‌خانه می‌گذارد و برای چاپ آن هیچ کاری انجام نمی‌دهد.

به سال ١٩٩٢، در حالی که دوران نقاهت یک جراحت را پشت سر می‌گذارد، کتاب «علت‌های مخففه» را می‌نویسد که ٧٨٧٠٠٠ دلار فروش می‌کند.

روزنبرگ می‌گوید: «وقتی فکرش را می‌کنم که کتاب اولم، در صورتی که آن را به یک فرد آگاه‌تر از هم‌سایه‌مان می‌دادم، می‌توانست موفق باشد دیوانه می‌شوم. من مطمئنم که در همان اول هم همین قابلیت‌های نویسندگی حالا را داشتم، می‌توانستم به رویایم واقعیت ببخشم و آن همه سال را در رنج و تلاش معاش نگذرانم.»

هرگز نباید از افراد زیر پند و اندرز بخواهید:

– کسانی که شما را واقعا خوب نمی‌شناسند.

– کسانی که شما را می‌شناسند ولی واقعا حمایت‌گر نیستند.

– هم‌کارانتان (حتا اگر حس می‌کنید که بی‌قراری‌تان ربطی به کارتان ندارد).

– خویشاوندانی که در مورد شما ذهنیت از پیش ساخته شده دارند: این که کی هستید و به چه چیزی نیاز دارید.

– دوستانی که می‌خواهند شما را در همان جایی که هستید نگه دارند.

– هر کسی که شمشیر دشمنی برداشته است.

– هرکسی که اجازه می‌دهد تا تعلل کنید، کار را به تاخیر بیندازید و تلاش نکنید.

سه عامل مشخص‌کننده وجود دارد که اجازه می‌دهد تا در انتخاب مشاور خوب موفق شوید:

١- کسانی که با خوش‌حالی به پرسش‌های شما پاسخ می‌دهند و از شما پرسش‌های خوب می‌پرسند، پرسش‌هایی که شما را از پناه‌گاه بیرون می‌آورد و به شما کمک می‌کند تا امیال و انگیزه‌های واقعی خود را ببینید.

٢- کسانی که دائما هر چه را که می‌گویید به تجربه‌های خود ارجاع نمی‌دهند.

٣- کسانی که نظرشان را فقط موقعی بیان می‌کنند که به خوبی و با دقت همه‌ی جوانب را در نظر گرفته‌اند.

.

.

.

.

پ.ن. ادامه دارد.

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: