نگاشته شده توسط: ساروی کیجا | اوت 16, 2009

تورات می‌خوانیم به نیت لاست قربتا الی الله!

دارم تورات رو با روی‌کرد «لاست»ی می‌‌خونم. داستان یعقوب رو با داستان جیکوب لاست مقایسه می‌کنم. خیلی جالبه.

قبلا تورات رو با روی‌کرد «قرآن»ی خونده بودم. برای مقایسه‌ی احکام و داستان‌ها. اون هم خیلی جالب بود.

کلا دارم به این نتیجه می‌رسم که احتمالا تورات رو با هر روی‌کردی بخونی جالبه.

.

.

.

.

پ.ن.١. یک نکته‌ی بامزه این که پیامبران ذکر شده در تورات، هر وقت با همسرشون وارد شهر یا مملکت جدیدی می‌شدند، می‌گفتند این خواهرمونه، که مبادا یک وقت کسی به خاطر به دست آوردن زنشون، اون‌ها رو بکشه. بعد مثلا پادشاهه از زنه خوشش می‌اومده شب می‌برده‌ش خونه. این‌ها هم خوش و خرم بودند که زنده مونده‌اند.

پ.ن.2. این جایی که من رسیده‌ام یک پادشاه داره اعتراض می‌کنه که چرا نگفتی زنته، من اگه می‌دونستم نمی‌بردمش، کاری هم با تو نداشتم.

پ.ن.3. یعنی زنانشون این قدر زیبا و فریبا بودند؟ یا خودشون زیادی جون‌دوست؟

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: