نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | ژوئن 21, 2009

در این جا می‌توانید متن نامه‌ی آقای محسن رضایی به رهبر را بخوانید. خلاصه‌اش این است که از ره‌نمودهای رهبر معظم تشکر کرده است.

در این جا می‌توانید نامه‌ی آقای موسوی را بخوانید که بخشی از تخلفات انتخاباتی را تشریح کرده است. به نظر من کمی طنزآمیز است. تخلفاتی را تشریح کرده است که من نیز می‌توانم برایشان توجیه منطقی پیدا کنم و نیازی به تشکیل جلسه‌ی فوق‌العاده‌ی شورای نگهبان نیست.

این هم به قول صدا و سیما فرازهایی از بیانات رهبر معظم انقلاب که از این آدرس برداشته شده است:

حضور بی‌نظیر و حماسی ملت در ٢٢ خرداد، نمایش عظیم اعتماد و امید و شادابی ملی، زلزله‌ای سیاسی برای دشمنان و جشنی تاریخی برای دوستان ایران و انقلاب بود و همه‌ی ۴٠ میلیون شرکت‌کننده‌ی پرشور و فهیم انتخابات، به امام و انقلاب و شهدا رأی داده‌اند و هر چهار نامزد محترم نیز متعلق به نظام اسلامی هستند بنابراین همه باید در چارچوب قوانین روشن موجود مسائل را پی‌گیری کنند. (شخصا به این که اعتماد و امید نداشتم و پرشور و فهیم نبودم افتخار می‌کنم)

حماسه‌ی پرشور اعلام دلبستگی یک‌پارچه مردم به نظام اسلامی و مشارکت بسیار کم‌نظیر ٨۵ درصدی مردم در انتخابات، نشان‌دهنده‌ی رحمت و تفضل پروردگار و عنایت خاص ولی عصر (عج) به ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی است.

با این حرکت عظیم، نظام اسلامی برای ادامه‌ی راه پیش‌رفت و سرافرازی، نفس تازه کرد و معنای حقیقی مردم‌سالاری دینی، به رخ بدخواهان نظام کشیده شد.(بله… دقیقا… کیست که بفمد…)

اعتماد ملت به نظام، به عنوان بزرگ‌ترین سرمایه‌ی جمهوری اسلامی بار دیگر در انتخابات ٢٢ خرداد، متجلی شد و دشمنان اسلام و ایران، تلاش می‌کنند با ایجاد شک و تردید درباره‌ی انتخابات، این اعتماد ملی را متزلزل کنند و با کاهش مشارکت مردم، مشروعیت نظام را زیر سوال ببرند که اگر این هدف شوم محقق شود با هیچ زیان و خسارت دیگری قابل مقایسه نیست. (توجه داشته باشید که ایشان نیز معتقدند با تحریم می‌شود مشروعیت نظام را زیر سوال برد، بنابراین مرتبا نپرسید تحریم به چه درد می‌خورد)

یکی از نامزدها، رئیس جمهور خدوم، پرکار، زحمتکش و مورد اعتماد است، یکی دیگر هشت سال نخست وزیر خود بنده بوده است، نامزد دیگر فرمانده‌ی سپاه و از فرماندهان اصلی دفاع مقدس است و نامزد دیگر هم دو دوره ریاست مجلس بوده است بنابراین همه‌ی این آقایان از عناصر نظام و متعلق به نظام هستند و رقابت آنها برخلاف تبلیغات خباثت آمیز رسانه‌های صهیونیستی، آمریکایی و انگلیسی، رقابت درون نظام است. (پس چرا سبزها گمان می‌کنند آقای موسوی تافته‌ی جدابافته است یا از مریخ فرود آمده است؟)

مردم با دیدن مناظره و دیگر برنامه‌های تبلیغاتی، قدرت قضاوت به دست آوردند و احساس کردند که نظام اسلامی، اندرونی و بیرونی ندارد و مردم را بیگانه نمی‌داند و حقیقتا برای ملت حق انتخاب آگاهانه قائل است. یقینا یکی از عوامل افزایش ده میلیون آرا نسبت به دوره‌های قبل، مشارکت ذهنی و فکری مردم در انتخابات بود که باعث شد ملت به عرصه‌ی انتخاب بیایند، بنابراین از این دیدگاه مناظره‌ها، امری مطلوب به شمار می‌آید. (بدون شرح)

(در این جا مقادیری در مورد مناظره‌ها صحبت کردند و بعد در این مورد که فساد مالی مربوط به بستگان «آن بعضی‌ها» بوده و نه خودشان و آقای هاشمی هرگز از انقلاب مالی برای خود نیاندوخته و بعد این که نظر رییس جمهور به نظر ایشان نزدیک‌تر است و جمهوری اسلامی از سالم‌ترین نظام های سیاسی ـ اجتماعی دنیاست)

 همه‌ی کسانی که به یکی از چهار نامزد محترم رای داده‌اند در درون جبهه‌ی انقلاب و متعلق به نظامند و انشاءالله از اجر الهی برخوردارند به همین علت باید گفت خط انقلاب، ۴٠ میلیون رای دارد نه بیست و چهار و نیم میلیون رای که متعلق به رئیس جمهور منتخب است. (خوشحالم که من متعلق به نظام نیستم)

بنده زیر بارِ بدعت‌های غیرقانونی نمی‌روم چرا که در هر انتخاباتی طبعا برخی برنده نیستند و اگر امروز چارچوب‌های قانونی شکسته شود در آینده نیز هیچ انتخاباتی مورد اعتماد نخواهد بود و مصونیت نخواهد داشت. (به ابطال انتخابات امید بی‌هوده نبندید)

دیروز با آقایی صحبت کردم که نگهبان یک مرکز خرید و هوادار سرسخت موسوی بود. ایشان می‌گفت که پدرش در یکی از شهرستان‌ها زندگی می‌کند و هر زمان که احمدی‌نژاد را در تلویزیون می‌بیند، سه بار صلوات می‌فرستد چون برایشان خیلی کارها کرده و عقیده داشت «سخن‌رانی رهبر همه‌اش فیلم بود» و ادامه داد که «اما آن جمله‌های آخرش را که گفت بدجوری دلم سوخت، اصلا یک حالی شدم، بنده‌ی خدا وقتی گفت من جان ناقابلی دارم و جسم ناقصی، قلبم به درد آمد…».

هم‌چنین دیروز با یک مغازه‌دار صحبت کردم که مغازه‌اش در تمام مدت انتخابات ستاد موسوی بود و پر از های و هوی و بزن و بکوب و از او پرسیدم که آیا خیلی از شکست در انتخابات دل‌خور شده و گفت که «درست است که تمام انرژی و مال و مغازه‌ام را دادم که موسوی انتخاب بشود اما خودم به احمدی‌نژاد رای دادم» و وقتی پرسیدم که پس چرا مغازه‌اش را ستاد موسوی کرده بود، گفت «رای دادن یک امر شخصی است، آن‌ها کار خودشان را می‌کردند و به آن‌ها مربوط نبود که نظر من چیست…».

 

 

 

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: