نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | آوریل 4, 2009

و بدین‌سان سال ١٣٨٨ آغاز شد …

چیه خب ؟ تازه تعطیلات تموم شده . تعطیلات که سال جدید محسوب نمی‌شد ، می‌شد ؟ تعطیلات ، تعطیلات بود ، نوروز بود ، سال جدید نبود که .

من در سال جدید کارهایی دارم که حتما باید از پسشون بربیام و انجامشون بدم ، مثلا کاهش استفاده از اینترنت به سه ساعت در روز . نه به جان شما کم‌تر از این هیییییییییچ امکان‌پذیر نیست . تصمیم گرفته‌ام یک ساعت صبح ، یک ساعت ظهر و یک ساعت شب اینترنت‌بازی کتم و نه بیش‌تر .

کار مهم دیگه‌ام بازخوانی تاریخ ایرانه . خیلی جالبه که نظر آدم هر چند سال تا این حد تغییر می‌کنه . دیروز داشتم بخشی از آرشیو امیر رو می‌خوندم ، در پست « ایرانی بودن » که ٢٨ مهر ٨٢ نوشته ، نوشته‌ی من رو کپی کرده بود و وقتی می‌خوندمش احساس می‌کردم دارم نوشته‌ی یک آدم کاملا غریبه رو می‌خونم . باید دوباره با این دیدگاه جدیدم تاریخ رو بخونم و ببینم حالا نظرم چیه .

و خب یکی از مهم‌ترین کارهای امسالم رسیدگی به خودمه ، به‌به ، امسال ٣۵ ساله می‌شویم …

*

راستی کی بود می‌گفت هواشناسی اعلام بحران کرده و گفته عصر روز جمعه یه جبهه هوای خیلی گرم و مرطوب از جنوب میاد و یه جبهه هوای خیلی سرد از غرب و بالای تهران می‌خورند به هم و سیل میاد و تگرگ می‌باره و ال می‌شه و بل می‌شه ؟؟؟ چی شد پس ؟ آقای هواشناسی !!! تو که می‌گی ما در زمینه‌ی هواشناسی توی جهان جزو پنج کشور برتر و پیش‌رفته و کاردرست و فوق‌العاده و … هستیم و بیش از ٩٢ درصد پیش‌بینی‌هامون درست درمیاد ، کو این سیل و تگرگ ؟

*

ملت ، فیلم doubt رو حتما ببینید .

 

 

 

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: