نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | فوریه 9, 2009

نه راز زنانی که هر چه می‌خواهند به دست می‌آورند – ٧

یکی از دوستان و هم‌کارم ، ماری کویینلان ، به من گفت که حسادت باعث شده است تا یک بچه را به فرزندخواندگی بپذیرد . او می‌گوید : « سال‌ها بود که می‌خواستم بچه‌ی دیگری داشته باشم . مردم فکر می‌کنند که اگر آدم یک بچه داشته باشد ، دیگر ناتوانی در باردار شدن چندان ناراحتش نمی‌کند . ولی این طور نیست . این تمایل شدید هنوز هم دردناک است . خیلی دلم می‌خواست که دخترم خواهر یا برادر داشته باشد . سرانجام من و شوهرم از طریق لوله‌ی آزمایش‌گاهی تلاش کردیم و من حامله شدم . خیلی خوش‌حال بودیم . با این حال در حدود دوازده هفتگی ، همان موقع که تازه شروع کرده بودم به اندکی استراحت کردن ، بچه را از  دست دادم . این تجریه خیلی دردناک بود و من نمی‌دانستم چه کار کنم . راه حل دیگر به فرزندخواندگی گرفتن یک بچه بود ، ولی مطمئن نبودم که واقعا این کار را می‌خواهم بکنم یا نه . یک روز در حالی که هنوز مطمئن نبودم چه می‌خواهم ، یک الهام عالی به من شد . روز یک‌شنبه بود ، داشتیم در شهر واشنگتن‌دی‌سی گردش می‌کردیم که به یک کلیسا رفتیم . در طول مراسم زنی در حالی که کودکش را در آغوش گرفته بود از راه‌روی بین صندلی‌ها رد شد . وقتی در ردیف جلوی ما ایستاد ، من صورت او را نمی‌دیدم ولی صورت بچه را که به طرف ما بود دیدم . ناگهان حسادت و آرزو بر من چیره شد و زدم زیر گریه . من آن‌چه را که او داشت به شدت می‌خواستم . آن لحظه بود که مطمئن شم دقیقا چه می‌خواهم و آماده شدم بچه‌ای را به فرزندخواندگی بپذیریم . »

امروز کویینلان یک پسر دو ساله دارد که از پاراگوئه آمده است.

بازی‌های حسادت

حسادت می‌تواند به چیزی خوب ختم شود ، در صورتی که بتوانیم آن را تحمل کنیم . ولی معمولا نمی‌توانیم و این تنها مشکل است . اکثر ما به دشواری به احساسی که داریم اعتراف می‌کنیم . یکی از دوستانم ، به نام مارجری لپ که کارش درمان‌گری است می‌گوید یکی از کشف‌هایش در شغل مشاوره این است که مردم به طور غیر عادی به  اعتراف کردن به این که حسودی می‌کنند تمایل ندارند . او برای یافتن ریشه‌ی خشم یا ناامیدی مردم مجبور است از زندگی خصوصی آن‌ها آگاه شود . او از آگاه کردن آن‌ها به این که حسادت بخش عمده‌ای از ناراحتی است لذت می‌برد ، زیرا آن موقع است که آن‌ها می‌توانند موقعیت را درست درک کنند و به دنبال آن‌چه آن‌ها را خوش‌حال می‌کند بروند .

البته منظور این نیست که حسادت خودش را نشان نمی‌دهد . حسادت خود را نشان می‌دهد ، اما اغلب با لباسی دیگر . حسادت به ندرت خود را مستقیما نشان می‌دهد . او خود را به صورت مشتق نشان می‌دهد . مثلا ممکن است شما از موفقیت کسی به ناحق انتقاد کنید یا آن‌ها را محکوم کنید . آیا تا به حال اصطلاح تف کردن در آش دیگران را شنیده‌اید ؟ این اصطلاح به این معنی است که دیگران به جایزه‌ی خود می‌رسند ، اما نه پیش از آن که شما آن را برایشان زهر کرده باشید .

آیا زمانی را به یاد می‌آورید که به‌ترین دوستتان ، تنها دوست دخترتان که هر روز به شما تلفن می‌زد و هرگاه برایتان یک خواست‌گار بی‌خود می‌آمد با شما هم‌دردی می‌کرد ، تلفن کرد و گفت که یک خواست‌گار واقعا عالی و خوش‌تیپ که معاون یک وکیل است به خواست‌گاری‌اش آمده است ؟ در حالی که او با شور و شوق فراوان مشخصات او را می‌داد ، احساس کردید که یک گرفتگی زهرآلود در نظام احساسی شما به وجود می‌آید ، شما را مجبور می‌کند تا جیغ بزنید « نه .. نه .. نه .. » . بعد از پایان مکالمه‌ی تلفنی چه احساسی داشتید ؟ آیا از یخچال یک نوشابه برداشتید ، در صندلی‌تان نشستید و به خودتان گفتید « اوه .. من واقعا به او حسادت می‌کنم .. همه‌ی خواست‌گارهای من هنرپیشه‌اند که هرگز یک ریال درآمد نخواهند داشت و حالا برای او یک وکیل باشخصیت و خوش‌تیپ پیدا شده است که حسابی پول می‌سازد . دلم می‌خواهد به جای او باشم . »

احتمالا نه . احتمالا شما احساس خشم و ناراحتی کرده‌اید ، ولی به خودتان گفته‌اید که علتش این است که دوست شما سر تا پا تظاهر بوده است یا رفتار بدی داشته است . یا شاید به این دلیل که او همیشه می‌گفت از وکیل‌ها بدش می‌آید ولی حالا این همه مزور و دورو از کار درآمده است .

اگر قبول نکنید که حسادت می‌کنید ، امکان ندارد که بتوانید از آن به نفع خود بهره بگیرید .

.

.

.

.

.

.

پ.ن. ادامه دارد .

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: