نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | ژانویه 5, 2009

نه راز زنانی که هر چه می‌خواهند به دست می‌آورند – ٣

هر چه بیش‌تر این زنان را مشاهده می‌کردم و از آن‌ها یاد می‌گرفتم ، بیش‌تر می‌دیدم که آن‌ها آن‌چه را خواسته‌اند به دست آورده‌اند ، زیرا به دنبال آن رفته‌اند ، نه این که منتظر مانده باشند که خود آن به طور معجزه‌آسا دم در خانه‌ی آ‌ن‌ها بیاید . آن‌ها تلاش کرده‌اند . گاهی ممکن است چنین به نظر برسد که موفقیت اینافراد بدون تلاش به دست آمده ، زیرا سرنوشت آن‌ها را بیش‌تر دوست داشته است ، اما در پشت پرده آن‌ها همواره از خودشان مایه گذاشته‌اند . دمی مور این را در یک جمله‌ی زیبا خلاصه کرده است : « من یک شغل ، یک ازدواج و سه بچه دارم و یک زن مستقل هستم . من جادوگر نیستم ، من این‌ها را دارم زیرا برای داشتن این‌ها زحمت کشیده‌ام . » زنان این‌چنینی در همه‌ی زمینه‌های زندگی ( شغلی ، عاطفی و خانه‌داری ) زحمت می‌کشند . زحمت آن‌ها به این علت نیست که خواهان کنترل هستند ، آن‌ها به هدفشان می‌رسند زیرا می‌دانند که اگر انسان می‌خواهد ، مسایل آن طور که او تمایل دارد از آب درآید ، مجبور است کاری کند که آن‌ها به آن صورت از آب درآید .

اخیرا من یک تجربه‌ی جالب داشتم که نشان داد انسان تا چه اندازه می‌تواند اطرافش را کنترل کند. من مسؤول میزبانی یک مهمانی شام در واشنگتن. دی. سی. برای کتاب ردبوک بودم و الیزابت دل سخن‌ران اصلی آن بود . یکی از چیزهای کوچکی که پیش از همه درباره‌ی او کشف کردم ، جدا از زیبایی و فر ، این بود که او خودش تصمیم می‌گرفت چگونه از او عکس‌برداری شود . هرگاه در مراسم ، عکاسی می‌خواست از او عکس بگیرد و او لیوانی در دست داشت ، با انگشت به آن عکاس اشاره می‌کرد که منتظر شود تا او لیوان را بر روی میز بگذارد . او هرگز اجازه نمی‌داد که وقتی لقمه در دهان دارد ، عکسش گرفته شود . او لب‌خند مهربانانه‌ای به عکاس می‌زد ، انگشت خود را بلند می‌کرد تا او را متوقف کند و بعد به چانه‌اش اشاره می‌کرد . هوشمندانه بودن این راه‌برد زمانی برایم معلوم شد که پس از مهمانی ، به عکس‌های گرفته شده نگاه کردم . در هر یک از عکس‌ها او حالتی از اعتماد به نفس ملایم داشت و زیبا به نظر می‌آمد . بر عکس او ، من این گونه احتیاطی نکرده بودم و همه چیز را به شانس وا گذاشته بودم . در بعضی عکس‌ها ، به نظر می‌آید که من در حال جویدن توپ تنیس هستم و در بعضی دیگر لیوانی را تکان می‌دهم ، انگار که با دوستان دبیرستانی‌ام به جشن تولد رفته‌ام .

البته انسان نمی‌تواند همه چیز را کنترل کند ، ولی زنانی که هر چه می‌خواهند به دست می‌آورند ، با درصد کار می‌کنند . یکی از زنان غبطه‌برانگیزی که می‌شناسم ، می‌گوید : « من می‌پذیرم که 15 درصد از زندگی را نمی‌توانم کنترل کنم ، ولی 85 درصد بقیه را می‌توانم . بنابراین ، همیشه با این بینش دست به کار می‌شوم که دست کم دارم تلاشم را می‌کنم . »

راه‌بردهای محرمانه

همه چیز را با هم داشتن چیز ساده‌ای نیست . اگر ساده بود ، سخن را  در همین جا پایان می‌دادم و با یک « برو به دنبالش » خیلی سریع شما را به طرف آن می‌فرستادم . وقتی زنانی را مشاهده می‌کنم که هر چه می‌خواهند به دست می‌آورند ، متوجه می‌شوم که آن‌ها هدف‌هایشان را با یک رشته از راه‌بردهای ویژه تعقیب می‌کنند . مساله فقط گرفتن شاخ گاو نیست ، آن‌ها به‌ترین زمان برای نزدیک شدن به گاو را انتخاب می‌کنند ، به طرز صحیح آن را می‌گیرند و به هنگام دور شدن از آن احتیاط می‌کنند . بسیاری از این راه‌بردها درست برعکس نصیحت‌های کلاسیکی است که همیشه شنیده‌ام . قوانین آن‌ها به قوانینی که با آن‌ها زندگی کرده‌ام هیچ شباهتی ندارد .

ر صفحاتی که می‌آید ، راه‌بردهای این زنان را ، زنانی که هر چه می‌خواهند به دست می‌آورند ، به شما خواهم گفت . این راه‌بردها بارها و بارها به درد من خورده‌اند و می‌دانم که به درد شما نیز خواهند خورد . ممکن است در مدت مطالعه‌ی این کتاب تعجب‌زده شوید ، زیرا همان طور که گفتم در اکثر مواقع این قانون‌ها درست برعکس عقل و خرد عادی و سنتی است . ممکن است ابتدا تردید داشته باشید و وقتی شروع به آزمایش آن‌ها می‌کنید دشوار باشند ، ولی به گفته‌ی من اعتماد کنید . هر چه آن‌ها را بیش‌تر به کار ببرید به همان اندازه طبیعی‌تر به نظر خواهند رسید . چرا بعضی زنان آن‌ها را یاد گرفته‌اند اما دیگران نتوانسته‌اند یاد بگیرند ؟ بعضی زنان آموزگاران خوبی داشته‌اند . این زنان ، وقتی روش‌های سنتی را آزمایش کرده‌اند و آن‌ها را ناکافی دیده‌اند ، بلافاصله به دنبال روش‌های تازه رفته‌اند . تنها کاری که باید بکنید این است که از خود بپرسید : « چرا همه‌ی لذت‌های زندگی باید مال آن‌ها باشد ؟ » این روش‌ها پیش آن‌هاست ، فقط باید آن‌ها را کش برویم و به نفع خودمان استفاده کنیم .

.

.

.

.

پ.ن. ادامه دارد .

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: