نگاشته شده توسط: ساروی کیجا | نوامبر 3, 2008

Crazy

اصلا باور نمی‌کنم .

شده‌ام مثل « هوگو » در سریال کم‌نظیر Lost ، وقتی که دیو (Dave) رو می‌دید . اول چشم‌هاش رو محکم می‌بست ، و وقتی چشم‌هاش رو باز می‌کرد و می‌دید دیو هنوز هست ، داد می‌زد You are not here . بعد دیو یه چیزی / لنگه کفش ، نارگیل / به طرفش پرت می‌کرد و ضربه‌ی ناشی از اون هوگو رو به این باور می‌رسوند که دیو هست ، هنوز هست .

اما دیو نبود .

نمی‌تونم اون حالت‌های شک و تردید هوگو رو فراموش کنم . شک و تردیدی که داشت او رو به جنون می‌رسوند و دیگه نمی‌فهمید چی واقعیته و چی خیال و هی می‌گفت I am not crazy .

الان من دلم نمی‌خواد چیزی رو باور کنم .

نمی‌فهمم چی واقعیته و چی خیال .

فرق دی‌روز و امروز رو نمی‌فهمم . این همه تفاوت بین دو روز پیاپی ؟

یعنی می‌فهمم ، خودم رو می‌زنم به نفهمی و فکر می‌کنم شاید خیال باشه ، شاید فقط کافیه چشمم رو محکم ببندم و وقتی باز کردم داد بزنم You are not here، شاید هم واقعیت باشه ، شاید فقط کافیه چشمم رو محکم ببندم و وقتی باز کردم داد بزنم Every thing is ok .

من آرومم .

تا حالا که توفان نبوده ، پس حتما آرامش پیش از توفانه .

به دی‌روز می‌شه گفت یک روز توفانی ؟ می‌شه گفت این آرامش پس از توفانه ؟

چرا حتما باید توفانی در کار باشه ؟ آرامشه خب . آرامش . چرا حتما آرامش باید پیش یا پس از توفان باشه ؟ نه . من آرومم بدون این که توفانی رو پشت سر گذاشته باشم یا توفانی در راه باشه .

چه جوری شد که این جوری شد ؟ چرا من نتونستم به‌موقع بایستم و داد بزنم و نگذارم هر کی هر کاری دلش خواست بکنه ؟ چرا منتظر شدم دیگران یک کاری بکنند ؟ اگر کاری نمی‌کردند چی می‌شد ؟

چه هوای پاکیزه‌ای .

تمام درخت‌چه‌های کوه روبه‌رو رو می‌تونم ببینم .

چرا من مدتیه هر وقت عصبانی یا ناراحتم یا می‌خوام فکر کنم به جای این که مثل قدیم‌ها برم کوه ، توی اتوبان‌ها رانندگی می‌کنم ؟

چرا همه چیز این قدر به نظر stable می‌آد ؟

به جای stable چی می‌شه گفت ؟ باثبات ؟ این که عربیه . پایدار ؟ استوار ؟ این‌ها منظور من رو نمی‌رسونه . چی می‌شه گفت ؟ پایا ؟ پابرجا ؟ ایستا ؟

دخترک امروز توی مهدکودک جشن هالووین داره .

دی‌شب توی کدو رو خالی کرده‌ام . امروز جای چشم و دهنش رو درمی‌آرم و توش شمع روشن می‌کنم و با گوشتش هم کهی‌پلا* می‌پزم . چه اشکال داره مثل بوقلمون که مخصوص thank’s giving است ، کهی‌پلا* هم مخصوص هالووین باشه ؟

I am not crazy.

.

.

.

.

.

.

.

* کهی‌پلا یک غذای مازندرانی است که با کدو حلوایی و برنج پخته می‌شه . خیلی هم خوش‌مزه است ، بی‌خودی صورتتون رو درهم نکشید .

 

 

 

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: