نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | اکتبر 13, 2008

شاد باش ، لعنتی ! – 41

قرص‌های ضدافسردگی رو دور بریز .

عشق ، داروست .

عشق همون چیزیه که در تمام چیزهایی که به دنبالشون می‌گردی ، دنبال اون می‌گردی .

حتا اشتیاقت به رابطه‌ی جنسی در واقع جست‌وجوی عشقه که به سبب ابتلا به بیماری « غلط‌خوانی » گرفتارش می‌شی .

تو این رو می‌دونی ، و آژانس‌های تبلیغاتی هم این رو می‌دونند .

عشق استراتژی شماره‌ی ١ بازاریابیه که نوید تمامی کمپانی‌های تولیدکننده ، از ماشین تا خمیردندونه .

و این جنون عشق ، تو رو به یاد این گفته‌ی ذن می‌اندازه : « کمان‌گیر در اصل خودش رو هدف می‌گیره » .

اگر در درون خودت آدم شادی نیستی ، در این صورت هیچ چیز در بیرون تو نمی‌تونه تو رو شاد کنه و باعث بشه که عشق رو حس کنی .

منطقیه ، چون در درس ٢٧ یاد گرفتی که دنیا چه‌طور آینه‌ی توست .

بنابراین منطقیه که اگه بتونی شادی و مهری رو که در درونت حس می‌کنی ، افزایش بدی ، به هر طرف که بنگری شادی و مهر بیش‌تری رو می‌تونی ببینی و به سوی خودت جذب کنی .

به زودی ساده‌ترین چیزهای اطرافت می‌تونه احساس کام‌روایی و مهر برات به ارمغان بیاره ، مثل پرتوی نوری که بر سطح براق ماشین مسابقه می‌افته ، یا خود ماشین .

یا منظره‌ی یک گل کامل ، یا گل ناقص .

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: