نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | اکتبر 6, 2008

شاد باش ، لعنتی ! – 40

اسمش آخر هفته است ، و نه آخرین رمق .

قصه این نیست که « کسی که با بیش‌ترین تعداد اسباب‌بازی می‌میره ، برنده است » .

بل‌که « برنده کسیه که بیش‌ترین وقت رو برای بازی با اون‌ها داره و بیش‌ترین تفریح رو از این بازی می‌کنه » .

به عبارت دیگه ، فقط کار و تفریح بی تفریح ، یعنی یک زندگی سرریز از « من » و بدون روح .

موفقیت حقیقی ربطی به این نداره که پول هنگفتی درآری تا بتونی اسباب‌بازی گرونی برای « من » خودت بخری ، یا زنی خوش‌گل و تودل‌برو برای « من » ات بگیری . موفقیت حقیقی دل‌شاد کردن روحت با چیزهای معنویه .

برای مثال « من » ات به یک آدم خوش‌گل و تودل‌برو نگاه می‌کنه و می‌گه : « وای خدای من ، من این آدم رو می‌خوام » . اما روحت باهوش‌تره . به یک زوج شاد و عاشق نگاه می‌کنه و می‌گه : « وای خدای من ، من این شادی ، این کام‌روایی ، این عشق رو می‌خوام » .

روحت با فرزانگی تمام می‌دونه که این صفات ظاهری هم‌سر نیست که در نهایت تو رو شاد و کام‌روا می‌کنه ، بل‌که پویایی شما دو نفر با هم و احساس‌های سعادت‌آمیزیه که این هم‌سر می‌تونه در قلب واقعی ( و عقابی‌ات ) ایجاد کنه .

که تو رو یاد درسی می‌اندازه که موقع خوندن « شازده کوچولو » یاد گرفتی : تنها با چشم دل می‌توان دید . آن‌چه مهم‌ترین است به چشم نمی‌آید .

و با این اندیشه در ذهن – و دل – تصمیم می‌گیری که اجازه بدی این روح فرزانه‌ات تمامی خریدهای زندگی‌ات رو بکنه .

و با این اندیشه در ذهن – و دل – هم‌چنین تصمیم می‌گیری که دفعه‌ی بعد دنبال یار برای خودت بگردی ، نه دل‌بر ، اون وقت دلت می‌ره ، چرا که دیگه می‌دونی : دل‌بر بدون عشق صرفا ظرفی خالیه و کیه که دنبال ظرفی خالی باشه ؟ ظرف چیزی رو ماندگار نمی‌کنه . لازمه شیشه رو با نوشیدنی‌اش اشتباه نگرفت . شیشه می‌تونه « من » تو رو راضی کنه ، اما تنها نوشیدنیه که قلبت رو حال می‌آره .

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: