نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | ژوئن 30, 2008

شاد باش ، لعنتی ! – 32

بازوکا جو گفته « هرگز در مورد آرزوهایت سازش‌کار نباش » .

گفته‌ی جو تو رو به یاد گفته‌ی مشهور دیگه‌ای می‌اندازه : « بزرگ‌ترین دشمن انسان بزرگ ، خوبی است » .

و « خوبی » چیست ؟

راه دیگه‌ای برای این که بگی « انتخابی رو که به خاطر ترس از پی‌گیری خواسته‌ات – یا دست کشیدن از پی‌گیری – می‌پذیری ، انتخاب به‌تری است » .

که تو رو به یاد لطیفه‌ای می‌اندازه که گوروچو مارکس می‌گفت :

گوروچو مارکس به دوستی می‌گفت « ازدواج با هم‌سری که جذاب نباشه به‌تره ، چون هم‌سر زیبا می‌تونه ترکت کنه » . دوستش در پاسخ گفت « هم‌سر زشت هم می‌تونه ترکت کنه » . گوروچو پذیرفت ، اما اضافه کرد « آره ، اما اگه هم ترکت کنه ، ناراحت نمی‌شی » .

وقتی این لطیفه رو می‌شنوی ، می‌فهمی که دلت نمی‌خواد گوروچو مارکس باشی ، به‌خصوص وقتی پای سازش به میان میاد .

می‌خواهی مقاومت کنی و حاضر نشی به انتخاب دوم ، سوم یا صد و بیست و هفتم – به این خاطر که انتخاب اولت ترس‌ناک و دور به نظر میاد – تن در بدی .

می‌بینی ؟ اگه فقط به پنجی که زندگی به تو می‌بخشه ( در عشق ، دوستی ، شغل و مقام ، کفش و … ) راضی بشی ، اون وقت ده زندگی رو نخواهی دید . حتا اگه یک میلیون پنج هم جمع کنی ( مثلا یک میلیون عاشق دل‌خسته‌ی سطح پنجی ) باز هم متوسط زندگی‌ات پنج است و نه ده که می‌خواستی . نه اون زندگی رضایت‌بخشی که می‌خواستی .

در می‌یابی : برای همینه که وقتی پنج چیزی رو به دست می‌آری – در حالی که اون رو در سطح پنج نمی‌خواهی – چون اون چیزی نیست که تو می‌خواهی ( ولی یک ترسوی ناامن به‌پنج‌راضی‌شونده‌ای در درونت اون رو پذیرفته ) همون شبح به‌پنج‌راضی‌شونده‌ی مزاحم گذشته‌ی پنجت ، با اعتقاداتی نظیر « در زندگی فقط می‌توان مزه‌ی پنج رو چشید تو رو عقب نگه می‌داره .

می‌دونی ، باید از این پنج‌ها دست بکشی .

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: