نگاشته شده توسط: ساروی کیجا | ژوئن 20, 2008

بر باد رفته – 2

نوشته بودی شوهرت تصمیم گرفته بوده ترک کنه و مجبور بودین ناپدید بشین تا دوستان ناباب پیداتون نکنند .

نوشته بودی هر چی طلای نازک و کوچک که بچه‌ات داشت ، هر چی ظرف کریستال توی بوفه‌ات بود ، هر چی وسیله‌ی اضافی که توی خونه‌ات بود رو فروختی و گذاشتی روی هر چی پول پس‌انداز کرده بودی ، تا پول ترک کردن شوهرت جور شد .

نوشته بودی شوهرت ترک کرد و رفت سر کار و سه ماه بعد تصادف کرد . 

نوشته بودی شوهرت بعد از یک ماه بستری شدن به خاطر شکستگی استخوان ساق پاش ، گفت دیگه نمی‌تونه درد رو تحمل کنه و نشست سر بساط تریاک .

نوشته بودی در دو سال بعدی حتا مسافرکشی هم کرده‌ای که غذای شوهر و بچه‌ات لنگ نمونه .

نوشته بودی هر بار دعواتون می‌شه شوهرت می‌گه بچه رو ازت می‌گیره و از خونه بیرونت می‌کنه ، مهریه هم که نداری .

نوشته بودی شوهرت دو بار دیگه هم ترک کرده . بار اول برده‌ایش پیش دکتر و داروهایی که بهش داده‌اند این قدر ضعیف بوده که به حال مرگ افتاده و خودت زنگ زده‌ای براش تریاک جور کرده‌ای که نمیره . بار دوم یک ماه پیش بوده با کلی هزینه و سم‌زدایی .

نوشته بودی شوهرت باز هم بی‌کاره .

نوشته بودی شوهرت هر دو سه روز یک بار تریاک می‌کشه و دائم تهدیدت می‌کنه که دوباره منظما تریاک خواهد کشید .

نوشته بودی دو روز پیش اتفاقی زود اومده‌ای خونه و کمی بعد فروشنده‌ی همیشگی تریاک اومده در خونه‌تون و شوهرت وقتی تریاک رو خریده به تو گفته می‌خوام بگذارمش برای « روز مبادا » .

نوشته بودی شوهرت برنامه‌ای برای سر کار رفتن نداره ، می‌گه به جاش خونه داره و فرض کن که داره ماهی فلان قدر اجاره‌ی خونه رو می‌ده . در عین حال معتقده تو در مورد خرج خونه هیچ‌کاره‌ای ، خودش داره به هر شکلی که هست مخارج رو تامین می‌کنه . اگر هم دو سه ماه !! رفته‌ای سر کار ، باشه ، بدهی‌ات رو خواهد داد .

نوشته بودی شوهرت گفته اگه موقع عصبانیت به جان و مال و بچه‌ی او آسیب برسونی ازت خسارت خواهد گرفت .

نوشته بودی شوهرت گفته مدارکی جمع کرده که ثابت کنه تو با کس دیگه‌ای رابطه‌ی نامشروع داشته‌ای .

نوشته بودی شوهرت گفته اگه بچه‌اش رو دعوا کنی و اعصاب بچه خورد بشه و گریه کنه ، گردنت رو می‌شکنه .

نوشته بودی دیگه دوستش نداری . ازش متنفری . دلت می‌خواد بکشی‌اش . دلت می‌خواد بمیره ، ناپدید بشه ، سربه‌نیست بشه ، گم بشه . دلت می‌خواد دیگه نباشه .

نوشته بودی نمی‌تونی و نمی‌خوای طلاق بگیری . هیچی بهت نخواهد داد . خونه‌ی پدرت نمی‌تونی برگردی . مهریه نداری . به فرض که ثابت کنی در تمام این سال‌ها خرج خونه رو می‌داده‌ای ، که چی بشه ، نهایتا خانواده‌اش مقداری پول رو می‌اندازند جلوت که زودتر بری .

نوشته بودی اعتیادش قابل اثبات نیست . هر وقت اراده کنه یک هفته تریاک نمی‌کشه و داروی مسکن می‌خوره و آزمایشش منفی می‌شه . فعلا هم که اصلا ترک کرده . تو هم که نمی‌خوای طلاق بگیری .

نوشته بودی تا بهش می‌گی بالای چشمت ابروست شروع می‌کنه به زدن تو . یک بار با سر و صورت خونین رفته‌ای خونه‌ی پدر و مادرش و مادرش تو رو برده توی اتاق و هی بهت گفته هیس ساکت باش هیچی نگو پدرش خوابیده بیدار می‌شه ، تو هم بلند شده‌ای برگشته‌ای خونه . هر بار تو رو زده و سیاه و کبودت کرده و حتا یک بار که بینی‌ات رو شکسته نرفته‌ای شکایت کنی ، چون طلاق که نمی‌خواهی بگیری .

نوشته بودی شوهرت دائم داره توی سرت می‌زنه که خیلی لطف کرده اومده توی دهاتی رو گرفته و آدمت کرده . خانواده‌اش هم لطف کرده‌اند تو رو در خودشون پذیرفته‌اند که دیگه به اون خانواده‌ی دهاتی بی‌فرهنگ بی‌ریشه‌ی خسیس تعلق نداشته باشی .

نوشته بودی پدر و مادرت فکر می‌کنند تو خیلی خوش‌بختی . هم‌کارهات فکر می‌کنند چاقی‌ات از خوشی زیادیه . خانواده‌ی شوهرت فکر می‌کنند از تنبلی و بی‌عاریه . خودت هم دیگه اهمیتی نمی‌دی . شده‌ای 124 کیلو . حالا دیگه اگه پول هم داشته باشی نمی‌تونی مثل قدیم‌ها بری بازار قائم خرید کنی و شیک بشی . اهمیتی هم برات نداره .

نوشته بودی هیچ کس از اعتیاد شوهرت خبر نداره . حتا پدر و مادرش . هر بار هم تهدید کرده‌ای که بهشون می‌گی ، شوهرت گفته برو بگو و ببین چه اتفاقی می‌افته .

نوشته بودی شوهرت هنوز خوش‌تیپ و خوش‌لباسه . تازگی چهل ساله شده و برای خودش کرم ضد چروک دور چشم خریده و هنوز مثل قدیم‌ها برای خودش وسایل بهداشتی درجه‌ی یک می‌خره و همیشه ژل ریش‌‌تراشی و افتر شیو و مام زیر بغلش ست هم و ژیلت Arctic ice است و هنوز پیش همون آرایش‌گر قهرمان می‌ره و سه چهار برابر پول می‌ده و تازگی فقط شامپوهای خارجی می‌خره که بعد از چهل سالگی کچل نشه و هر روز خیلی منظم ورزش می‌کنه .  

نوشته بودی شوهرت می‌گه تو چاقی و زشتی و بدلباسی و بلند می‌خندی و رفتار زشتی داری و خجالت می‌کشه با تو بیاد مهمونی .

نوشته بودی هنوز از اون تولیدی مانتو می‌خری ، خاک بر سر مانتوهاش رو کرده 15 هزار تومن . هنوز از آدینه کفش و کیف می‌خری ، اما معمولا فقط عید ، چون اون خاک بر سرها هم خیلی گرون کرده‌اند . هنوز همیشه سر کاری و وقت نمی‌کنی بری آرایش‌گاه ، و تازه امسال عید که رفته‌ای و زده به سرت و مو رنگ کرده‌ای خاک بر سرها ازت سیزده هزار تومن پول گرفته‌اند و پشیمون شده‌ای . تازه هنوز اون کرم ضد لک رو برای خودت نخریده‌ای ، شده بیست و یک هزار تومن و به این ترتیب دیگه فکر نمی‌کنی هرگز بخری‌اش .

نوشته بودی دیگه از سرطان نمی‌ترسی ، و دیگه مثل قدیم‌ها مرتبا برای ماموگرافی و پاپ‌اسمیر نمی‌ری ، حتا خیلی دلت می‌خواد سرطان بگیری و بمیری ، پول تست‌ها رو هم نداری .

نوشته بودی در دو سه سال اخیر که خرج خونه هی بیش‌تر و بیش‌تر شده ، به هر دری زده‌ای که کار دوم برای خودت جور کنی و پول بیش‌تری دربیاری و هر از گاهی کاری رو امتحان کرده‌ای ، مثلا آگهی تدریس خصوصی داده‌ای ، یا از بازار جنس خریده‌ای به نام بار دوبی حراج زده‌ای ، یا سعی کرده‌ای راننده‌ی شیفت شب آژانس بانوان بشی ، در نتیجه حالا شوهرت بهت می‌گه « مهشید خانوم » و معتقده تو مثل مهشید در فیلم هامون فقط داری پول او ! رو در راه هوا و هوس‌هات هدر می‌دی .

نوشته بودی منتظری دو سه سال دیگه بچه‌ات به دوره‌ی راه‌نمایی برسه و تو خودت رو بکشی ، یا فرار کنی .

نوشته بودی جوابت رو ندم ، چون این ای‌میل رو باز کرده‌ای تا به من ای‌میل بزنی و بلافاصله حذفش خواهی کرد .

نوشته بودی کاش زمان به عقب برمی‌گشت و ما باز در اواسط دهه‌ی بیست زندگی‌مون بودیم و عاشق نمی‌شدیم و با یکی از خواستگارهای پول‌دارمون ازدواج می‌کردیم .

نوشته بودی دلت می‌خواست با کسی درد دل کنی ، و کی به‌تر از من .

نوشته بودی مرده‌شور اون مرده‌شوری رو ببره که می‌خواد تو رو بشوره ، دیگه مگه خودفروشی کنی که بتونی از پس طلا خریدن بربیای .

نوشته بودی خداحافظ .

.

.

.

.

.

.

.

.

.

پ.ن.1. کامپیوتر خونه چند روز ایراد داشت و این نوشته رو جایی جز روی هارد نداشتم . ببخشید اگر قسمت دوم رو دیر گذاشتم .

پ.ن.2. ببینید چقدر دوستتون داشتم ، قانون تعطیلی پنج‌شنبه رو زیر پا گذاشتم به خاطر شما . وگرنه باید تا یک‌شنبه صبر می‌کردین .

پ.ن.3. آدم احمقی که نوشتی « این که ماجرای زندگی خودته » ، واقعا برای ذهن بیمارت متاسفم .

 

 

 

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: