نگاشته شده توسط: ساروی کیجا | ژوئن 2, 2008

بالاخره …

دیروز بالاخره ژوژمان کار من برگزار شد . ۱۷ شدم . ۲ نمره به خاطر تاخیرم کم کردند و ۱ نمره به خاطر سه مورد اشتباه :

۱- در آشپزخونه اجاق گاز به دیوار چسبیده بود و ۳۰ سانت فاصله رعایت نشده بود .

۲- سقف کاذب پذیرایی و ناهارخوری شکیل نبود ، خیلی بزرگ بود و باید تقسیم‌بندی می‌کردم که نکردم و سقف کاذب رو یک‌سره طراحی کردم .

۳- توی ورودی به جای تعبیه‌ی کمد ، جالباسی به دیوار نصب کرده بودم . به نظرم خیلی به‌تر بود اما متاسفانه اصلا قبول ندارند که آدم بگه سلیقه‌ی من این بوده ، می‌گن حتما باید اصول رعایت بشه .

البته جزییات دیگه‌ای هم بود که گفتند به اندازه‌ی این سه تا مهم نیست و فقط به ضرب‌در زدن روی آلبوم کارم بسنده کردند . مثلا :

۱- توی دست‌شویی مهمان صندلی نگذاشته بودم !!!!!!!!!! خدایی‌اش خیلی مورد مسخره‌ای است . من با خودم فکر کردم درسته اصولش اینه که صندلی باشه اما در زندگی واقعی کی توی دست‌شویی صندلی می‌گذاره ؟‌

۲- توی نشیمن یک میز تحریر / کامپیوتر و یک کتاب‌خونه‌ی کوچک تعبیه کرده بودم . استادان عزیز با چشم‌های گرد پرسیدند این‌جا ؟؟؟؟؟؟؟؟ خوبه که نشیمن خصوصی بود و ربطی به پذیرایی نداشت . من واقعا نمی‌دونم چه ایرادی می‌تونه داشته باشه ؟‌ حالا مثلا ما که خونه‌مون ۷۰ متر بیش‌تر نیست و میز کامپیوتر گوشه‌ی هال است مرده‌ایم ؟

۳- تعداد مبل‌های اتاق نشیمن کم بود . فرمودند ۳۰ متر اتاق نشیمن داری اون وقت روبه‌روی تلویزیون فقط برای ۵ نفر جا گذاشته‌ای ؟ خب این نیم‌ست که این گوشه گذاشتی رو هم می‌گذاشتی جلوی تلویزیون . انگار هر کی می‌ره توی نشیمن فقط باید تلویزیون ببینه . وا .

۴- تراس اتاق خواب اصلی کوچک بود . ( از تراس خونه‌ی ما بزرگ‌تر بود البته )

به این ترتیب نتونستم نمره‌ی A بگیرم و مدرک این ترمم به جای درجه‌ی لایسنس ، با درجه‌ی کردیت صادر خواهد شد .

راستی از ۱۶ نفری که کلاس رو شروع کردیم ۳ نفر برای ژوژمان ۱ خرداد اومدند  ، من هم که دی‌روز رفتم . ۱۲ نفر دیگه اصلا به روی خودشون نیاوردند . استادمون در مورد دو سه نفر واقعا حیرت‌زده بود چون کورکسیون پایان ترمشون رو هم انجام داده بودند و تایید استاد رو برای شرکت در ژوژمان گرفته بودند ،‌ اما خیلی راحت نیامدند .

البته دو نفر در طول ترم تکلیفشون با خودشون روشن شد و کلاس رو ادامه ندادند . یکی از خانم‌ها گفت خوشش نیامده و یکی از آقایون گفت وقت ندارم و نمی‌رسم .

یکی از خانم‌ها که مثل من همسر و یک دختر ۵ ساله داشت ( و هیچ وقت تمرینش رو انجام نمی‌داد و می‌گفت دخترش نمی‌گذاره ) تا جلسه‌ی آخر کلاس رو اومد و هی می‌گفت من می‌دونم که امتحان نمی‌دم ، بی‌خودی دارم میام !!

یکی از دخترها مورد جالبی بود ،‌ در دانش‌گاه طراحی صنعتی خونده بود و نقشه‌ها رو عالی می‌کشید . ترم پیش همین کلاس رو برداشته بود و برای ژوژمان نیامده بود ، بعدش اومد گفت من تصادف کرده بودم ، دوباره همین کلاس رو ثبت نام کرد و دوباره سر کلاس‌ها نشست و دوباره برای ژوژمان نیامد . معلوم شد برای کورکسیون که اومده ، اتاق خواب اصلی‌اش تراس نداشته و استاد بهش گفته این جوری درست نیست و قبول نمی‌کنند ، باید حتما تراس بگذاری ، او هم گفته استاد می‌خواد حال منو بگیره .. بهش برخورده و نیامده .

یکی از پسرها هم ترم پیش اصول طراحی رو گذرونده بود ( پیش‌نیاز دوره بود برای کسانی که پرسپکتیو و طراحی بلد نبودند ) و هم این ترم هم‌زمان راندو رو گذرونده بود که گرون‌ترین کلاسه . غیر از شهریه‌اش که از همه‌ی درس‌های دیگه بیش‌تره ( با ساعت کم‌تر ) ، مواد مصرفی‌اش هم گرونه ، مثلا هر ماژیکش ۱۸۰۰تومنه . در امتحان راندو هم نمره‌ی خوبی گرفت . نکته‌ی عجیبش این بود که تمام ترم غیبت نداشت اما سر میان‌ترم نیامد و گفت اسباب‌کشی داشتیم . آخرین باری که دیدمش آشپزخونه‌ی پروژه‌اش رو برای کورکسیون آورده بود و خیلی هم قشنگ شده بود ، به سبک ژاپنی طراحی کرده بود و میز و کوسن‌های کوتاه گذاشته بود و خلاصه داشت مثل آدم کار می‌کرد ، اما برای ژوژمان نیامد .

یک پسر دیگه هم بود که در روسیه معماری خونده بود و برگشته بود و حالا دانش‌جوی عمران بود ، استادمون خیلی از اطلاعات وسیع پسره خوشش می‌اومد ، ما هم دلمون می‌خواست با کفش بزنیم توی دهنش ، بس که سر کلاس افاضات می‌کرد . هم‌چین طراحی می‌کرد انگار مادرزادی آرشیتکت بوده . پلان پیشنهادی‌اش این‌قدر عجیب و جالب بود ( مال من به نظر خودم به شدت پیش‌پاافتاده بود ) که دهن همه باز موند . اما برای ژوژمان نیامد .

یک آقایی بود که از بس جزوه‌ی من رو کپی کرد آخرش یک سی‌دی پر از عکس فضاهای داخلی تجاری / اداری برام کادو آورد . بی‌چاره فکر کنم ۵ بار کورکسیون کرد . هر بار استاد یک ایرادی از کارش می‌گرفت ، می‌رفت کلا پلانش رو عوض می‌کرد . آخرین باری که دیدمش پلانش رو به کلی ریخته بود به هم و مثلا آشپزخونه رو برده بود جای اتاق خواب‌ها و حسابی با بولدوزر افتاده بود به جون خونه . خیلی هم پرانرژی به نظر می‌رسید . اما برای ژوژمان نیامد .

بقیه جلسه‌ی آخر رفتند که هفته‌ی بعد برای کورکسیون بیان و دیگه حاجی حاجی مکه .

دیوانه‌ها . پول زیادی دارند واقعا .

 

 

 

 

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: