نگاشته شده توسط: ساروی کیجا | مه 28, 2008

گزارش

آبله‌مرغون نگرفتیم . یک جور آنفلوآنزای جدید گرفتیم که بهش می‌گن آنفلوآنزای عربی . با تب شروع و با اسهال و استفراغ تموم می‌شه . پزشک محبوب خانوادگی‌مون گفت که می‌تونم برم سر کار و یک اپیدمی حسابی راه بندازم و به همه هم نشونی مطب او رو بدم ، اما وقتی گفتم همسر مدیرم باردار است بدون چون و چرا برام 72 ساعت استراحت نوشت و گفت تا پیش از چهارشنبه دور و بر محل کارم پیدام نشه چون ممکنه برای اون بنده‌ی خدا حسابی کار درست کنم . من هم که از خدا خواسته …

ملت شهیدپرور همیشه در صحنه ، آدم نمی‌تونه این‌جا درباره‌ی هیچی سوال کنه ؟ فوری همه‌تون نگران می‌شین و اس‌ام‌اس می‌زنین و زنگ می‌زنین به هم‌دیگه سراغ منو می‌گیرین و زنگ می‌زنین به خودم محتاطانه حالم رو می‌پرسین ؟ بابا جان ، شنبه می‌خواستم بدونم واقعا چه جوری می‌شه که … هیچی اصلا . بی‌خیال . باز خدا بولوت رو حفظ کنه ، فقط او یادش بود که من هرگز خودکشی نخواهم کرد . دل من رو بگو به کی‌ها خوشه ، مگه من نگفتم اگه به مرگی غیرطبیعی مردم نگذارین پرونده رو به عنوان خودکشی ببندند و دنبال قاتل بگردین ؟ شماها که جلوجلو پرونده‌ی خودکشی رو زدین زیر بغلم ؟ نکنین این کارها رو .

خدمت اون دسته از ملت شهیدپرور همیشه در صحنه که مثل این‌جانب از مصرف‌کنندگان بی‌چاره‌ی always هستند عرض کنم که مبادا گول شکل و شمایل مارک septona رو بخوریدها ؟ درسته که بسته‌بندی‌اش هم خیلی خوش‌گل و خوش‌رنگه و هم خیلی شبیه always ، اما این کجا و آن کجا . توصیه‌های ایمنی رو جدی بگیرید و مثل من بی‌چارگی نکشید . بی‌چارگی من علاوه بر مشکلات آلرژیک ، خسیسی هم بود ، چرا که می‌گفتم حالا که خریدم باید تا آخرش استفاده کنم . خوبه 14 تا بیش‌تر نبود ، اگه 40 تایی بود لابد کارم به بیمارستان می‌کشید .

دیگه جونم براتون بگه که در این لحظه دارم چای داغ می‌نوشم و از هوای تازه لذت می‌برم چون کولر به خاطر ما دو تا بیمار گوگولانسی خاموشه و راستی امروز اولین روز از ششمین سال وبلاگ ساروی‌کیجاست . بزرگ می‌شویم …

آها این رو هم می‌خواستم به اطلاع ملت شهیدپرور همیشه در صحنه برسونم که پس از گذشتن سه ماه از سال 87 ، به این نتیجه رسیدم که از این وضعیت بی‌قانون وبلاگم هییییییچ خوشم نمی‌آد و همون وضعیت قانون‌مند پارسال رو بیش‌تر دوست دارم . بنابراین از این پس شنبه‌ها ادبیات فارسی داریم ، این می‌تونه شامل نکته‌های نگارشی ، یک شعر زیبا ، معرفی یا نقد یک کتاب یا چیزهایی شبیه همین‌ها باشه ، دوشنبه‌ها کتاب می‌خونیم ، یادمون باشه اول شاد باش لعنتی رو تموم کنیم و بعد بریم سراغ یکی دیگه ، چهارشنبه‌ها هم متن فورواردی داریم .

و تصمیم تازه‌ی ما بر این است که سالی یک بار قالبمون رو عوض کنیم . هان ؟ چه‌طوره ؟ نظری دارین یا نظری ندارین ؟ اوا خدا مرگم بده مادر ، مگه می‌شه شما نظری نداشته باشین ؟ چیزهایی می‌گم‌ها …

ما استراحت می‌کنیم شما اظهار نظر بفرمایید …

 

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: