نگاشته شده توسط: ساروی کیجا | آوریل 6, 2008

رنگ سال گذشته را دارد ، همه‌ی لحظه‌های امسالم …

  سال جدید باید فرق کنه ، مگه نه ؟ شماره‌ها رو حذف می‌کنیم‌م‌م‌م …

– فیلم ندیدم . یعنی الکی‌پلکی دیدم . مثلا « نصف مال من نصف مال تو » که انصافا خیلی قشنگ بود . اولش شدیدا معتقد بودیم که می‌خواهیم یک فیلم آب‌گوشتی ببینیم ، اما خیلی از ایرادهایی رو که منتظرشون بودیم نداشت . کارتون Ratatoil رو هم بالاخره دیدم . البته دوبله‌اش رو . خیلی خوب بود . خوشحال شدم که کارتون اصلی یا با زیرنویس رو ( با این که هر دو رو داشتیم ) تماشا نکردم . این یکی خیلی حس به‌تری داشت . « باغ فردوس ساعت 5 بعد از ظهر » رو دیدم که واقعا ارزش تلف کردن وقت رو نداشت . اصلا هیچی نداشت که بگه . پشت جلدش نوشته شده بود « دریا دختری است پر شور و شر … » ما که هر چی این دریا خانم رو نگاه کردیم شور و شری درش ندیدیم ، هر چی بود بی‌ادبی بود و بداخلاقی و ترکمون‌زدن به اسباب و اثاث دور و برش و داد و هوار . دیگه جونم براتون بگه the sixth sence رو بالاخره بعد از ده بار تیکه‌پاره دیدن ، یک بار درست مثل آدمی‌زاد از اول تا آخر دیدم . همین طور jack frost رو که هی دخترک می‌خواست با هم ببینیم و هی من از زیرش در می‌رفتم و می‌گفتم « من دارم می‌بینم مامان ، هم کارهام رو می‌کنم هم فیلم رو می‌بینم » و فقط کارهام رو می‌کردم و فیلم رو نمی‌دیدم . کودکانه است اما فانتزی قشنگیه . فیلم along came a spider رو که قبلا فقط چند دقیقه‌ی آخرش رو دیده بودم درست و حسابی تماشا کردم و خیلی خیلی خوشم اومد . بازی مورگان فریمن رو خیلی دوست داشتم . سیر داستان هم فوق‌العاده بود ، یعنی آخر فیلم واقعا قابل پیش‌بینی نیست . شاه‌کار فیلم‌های سرگرم‌کننده‌ای که دیدم the in-laws بود با بازی مایکل داگلاس . فوق‌العاده بود . در ژانر کمدی و بسیار بسیار خوش‌ساخت بود . اتفاق‌های بامزه‌ای توش می‌افته که اگرچه آدم رو به خنده نمی‌اندازه اما باعث می‌شه با حال خیلی خوش و یک لب‌خند پت و پهن به پایان فیلم برسی . فیلم one hour photo رو هم که قبلا با سانسور از mbc2 دیده بودم کامل دیدم و واقعا به سانسورچی‌های mbc2 تبریک گفتم . به حدی خوب سانسور می‌کنند که به سیر داستان هیییچ آسیبی وارد نمی‌شه ، نه مثل ایران که یک زمانی همه حتا توی کارتون‌ها خواهر و برادر بودند و از مدرسه که برمی‌گشتند هر کدوم می‌رفتند خونه‌ی خودشون !!! ( مرسی فرجام که کارتون فوتبالیست‌ها و سوباسا و خواهرش رو یادم انداختی ) . فیلم mad city رو دیدم با بازی داستین هافمن و جان تراولتا که وسطش خوابم برد نفهمیدم آخرش چی شد . ( ساعت 3 بعدازظهر بودها ، برای اولین بار در سال 87 روز خوابم برد ) . و فیلم show time هم با بازی ادی مورفی و رابرت دنیرو که در ژانر کمدی و بانمک بود اما خیلی خنده‌دار نبود .

– خوبه گفتم فیلم ندیدم !!!!!!

– به اون آدم ( !؟ ) طبق معمول بدون نام و نشون که زیر پست « این آخرین شنبه‌ی سال 1386 است » کامنت گذاشت « در مورد شماره‌ی 12 : عشق‌هایی که آدم توی خماری‌شون بمونه همین جوری می‌شه » باید یادآوری کنم که توی متن نوشته بودم « درسته که بیست سال با هم دوست بودیم ، اما این هفت سالی که از هم خبر نداریم چی ؟ » و 33 سال هم که سن منه و این رو شکر خدا علاوه بر حافظ شیرازی همه می‌دونند ، اون وقت با یک حساب سرانگشتی اگه 20 رو با 7 جمع کنیم می‌شه 27 و اگه 27 رو از 33 کم کنیم می‌شه 6 . دوست عزیزم . نمی‌دونستم از 6 سالگی تا حالا دوست‌پسر دارم و عاشقم . مرسی که بهم گفتی . نشونی مدیران کتاب گینس رو داری ؟ گمونم بتونم این رکورد رو ثبت کنم .

– شما هم با این سس‌های کچاپ موجود در بازار مشکل دارید یا مشکل از ماست ؟ هزار و دویست مدل هستند یکی از یکی بدتر . یکی درش سفته یکی بدنه‌اش سفته نمی‌شه فشارش داد یکی سسش بدمزه است یکی سسش کم‌رنگه یکی بوی خوشی نمی‌ده … این مدل‌های استفاده‌ی آسان تا آخرین قطره هم که از همون قطره‌ی اول جون آدم رو می‌کنه توی شیشه . بابا این بچه‌ی سس‌خور ما سیب‌زمینی رو با چی بخوره ؟

– هاهاها .. شماره که نداریم .. دلمون بخواد سه تا می‌نویسیم .. دلمون بخواد سی تا .. بترکه چشم حسود و بخیل و هم‌سرا …

– می‌شه بپرسم چرا این آقای سینا در پست پیشین به من پیشنهاد داده برای خونه اینترنت تهیه کنم چون هزینه‌اش زیاد نیست ؟ یعنی چی اون‌وقت ؟ یعنی من ایییییییییییییییییییییییییین همه مدت بدون اینترنت زنده مونده‌ام ؟ یعنی ننوشتن وبلاگ = نداشتن اینترنت ؟ و از طرفی نداشتن اینترنت = خسیسی یا فقر ؟

– چرا من در ساعت 30/1 نیمه‌شب با سردرد و کم‌خوابی در تمام شب‌های هفته‌ای که گذشت ، هنوز بیدارم ؟

–  خانم جام طلا در کامنت‌های پست قبلی نوشت که مورد هشتم هفت‌سین رو کشف کرده و اون هم سوهان است . جام طلای عزیزم ، سوهان کلمه‌ای هندی است و با شرط اول جور نیست که اسم سین‌ها باید فارسی باشه . سیاه‌دانه هم با این شرط که اسم سین‌ها باید ساده باشه و از دو کلمه ترکیب نشده باشه جور نیست . بنابراین هم‌چنان خیالت راحت باشه که هفت‌سین فقط هفت‌تاست .

– به جای کلمه‌ی عربی اصطلاح ، می‌تونیم بگیم زبان‌زد !       

پ.ن.۱. من این‌ها رو این جوری ننوشته بودم ، پرشین‌بلاگ زحمت کشید همه‌ی بندها رو ریخت به هم .

پ.ن.۲. من با اینترنت خونه هر کاری می‌تونم بکنم به جز آپ کردن پرشین‌بلاگ و بلاگ‌فا . نمی‌دونم چه دردی داره .

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: