نگاشته شده توسط: ساروی کیجا | مارس 16, 2008

و این آخرین شنبه‌ی 1386 است …

1- دیدی دیدی دنیا .. دیدی دیدی دنیا .. ما رو دست انداختی ..

2- پیرو بند 1 ، این‌قدر از ترانه‌های آرش خوشم میاد ..

3- پیرو بند 2 ، من هنوز یادمه که باید بازی ترانه‌ها رو بازی کنم‌ها ، نوشتمش ، روی یک کامپیوتر دیگه جا مونده . باید بهم ای‌میل بشه چون هییییییییچ حال ندارم دوباره اون همه بنویسم .

4- فیلم ندیدم . منتظر نباشید بنویسم . ندیدم ؟ نه . واقعا ندیدم . zodiac رو نصفه نیمه دیدم بعد این قدر کار داشتم اصلا یادم رفت بقیه‌اش رو ببینم . signs رو دیدم که خوش‌بختانه این‌قدر حواسم به کارهای نیمه‌کاره‌ام بود وقت نکردم بترسم . همین دیگه . آها جاتون خالی به میمنت وجود دختر هم‌سایه دو تا فیلم هندی دیدم هر کدوم سه تا سی‌دی . ماشاءالله به جونم نه اسم فیلم‌ها رو می‌دونم نه اسم هنرپیشه‌ها رو .

5- دی‌روز رای دادین راستی ؟ ملت همیشه در صحنه ؟ امت غیور ؟ در صفوف دشمن‌شکن صندوق‌های رای حاضر شدید ؟ ( این قسمت مخاطب خاص داره : امیدوارم از هم‌راه‌شدنت نتیجه هم بگیری عزیز !! )

6- دوباره دیدی دیدی دنیا .. دیدی دیدی دنیا .. ما رو دست انداختی ..

7- چیه خب ؟ خوشم میاد دو بار بنویسم . چه‌طور از صبح تا حالا دو هزار بار توی مغزم تکرار شده غر نمی‌زنم ؟ دو بار می‌شنوین غرتون در میاد ؟

8- خانه‌تکانی و دیگر هیچ .

9- دو تا ماهی قرمز دم‌سفید گوگوری‌مگوری داشتیم هر دو به ملکوت اعلا پیوستند . حالا می‌خواهیم بریم دو تا گلدفیش سیاه چشم‌تلسکوپی بخریم .

10- راستی‌راستی عید شدها ..

11- چرا من امسال هییییییییییییییچ احساس نمی‌کنم وقتم تلف شده و عمرم گذشته و هیچی نفهمیدم و هیچ کار نکردم و از این جور حس‌های احمقانه که هر سال آخرهای اسفند دارم ؟ خیلی خوب و خوش و سرحالم بزنم به تخته .

12- چرا هنوز خوابش رو می‌بینم ؟ گیرم که بیست سال با هم دوست بودیم ، این هفت سالی که از هم خبر نداریم چی ؟ چرا هنوز خوابش رو می‌بینم ؟ چرا هنوز توی خواب دنبالش می‌گردم ، می‌بینمش ، می‌بوسمش ، هم‌دیگه رو در آغوش می‌گیریم و با هم می‌خندیم ؟

13- اجاق کلمه‌ی ترکی است ،‌ فارسی‌اش می‌شه آلاوه !

 

 

 

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: