نگاشته شده توسط: ساروی کیجا | فوریه 25, 2008

شاد باش ، لعنتی ! – 30

نمی‌تونی انتظار داشته باشی که برنامه‌ی غذایی اندیشه‌های مثبت تو به ثمر بنشینه ، مگر این که به شکلی منظم برای مدتی اون رو دنبال کنی .

در می‌یابی که :‌ کار + زمان +‌ ایمان = نتایج

نباید از ایمانت دست بکشی .

باور به هر چیز ، باعث به تحقق پیوستن اون چیز می‌شه .

این تو رو یاد لطیفه‌ای قدیمی می‌اندازه :‌

مردی در حال غرق شدن در اقیانوسی بود و تنها امیدوار بود که شاید خداوند نجاتش بده . به زودی قایق کوچکی به طرفش آمد و خواست به او کمک کند ، اما او که هنوز می‌خواست ببینه آیا خداوند او را نجات خواهد داد یا نه ، قایق را پس زد ، و دوباره منتظر موند تا شاید خداوند کمکش کنه .

سپس هلیکوپتری بالای سرش نمایان شد و می‌خواست نردبانی براش به پایین بفرسته ، اما او باز هم هلیکوپتر را پس فرستاد و منتظر نجات خداوند موند .

چیزی نگذشت که غرق شد ، و وقتی روحش به آسمان‌ها پر کشید از خداوند پرسید که چرا به نجاتش برنخاست ؟ خداوند گفت :‌ پس فکر می‌کنی چه کسی اون قایق و هلیکوپتر رو فرستاد ؟

تو می‌دونی که :‌ تمام مدت قایق و بلم و هلیکوپترهایی برات فرستاده می‌شه . فقط کافی‌است در آن بپری .

در واقع این اصل الهی است که در پس داستان معمولی اون دختری نهفته که سرانجام با پسر هم‌سایه عروسی کرد – داستان چگونه / چرا / چه زمانی فهمید که آن پسر در هم‌سایگی او زندگی می‌کنه .

به عبارت دیگه : اگه می‌خواهی یک یار جانی مهربان ، دل‌ربا و فهمیده پیدا کنی ، اول باید به وجود چنین موجودی باور بیاوری تا بتونی وقتی این موجود از کنارت رد می‌شه او را تشخیص دهی ، و دست از جست‌وجو نکشی .

و باز هم به کلامی دیگه : اگه باور کنی که عمارتی وجود داره ، اون وقت حتا اگر به هنگام جست‌وجوی اون گم بشی باز هم به جست‌وجو ادامه می‌دی ، چون می‌دونی که چنین عمارتی وجود داره ، و می‌دونی که دنبال چه چیزی می‌گردی .

 

 

 

 

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: