نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | فوریه 18, 2008

شاد باش ، لعنتی ! – 29

  قدرت عظیمی در این گفته نهفته : من می‌اندیشم ، پس دارم .

به چهار دلیل روان‌شناسانه ، زیست‌شناسانه ، منطقی و به دلیل وجود اون « قلمرو نامریی روح جهانی ( بخت‌یار ) » ، متوجه می‌شی که مثبت‌اندیشی نیروی قدرت‌مندی برای رسیدن تو به اهدافت است .

پس تصمیم می‌گیری که از برنامه‌ی غذایی اندیشه‌های مثبت پیروی کنی :

روز رو با این فکر شروع می‌کنی که تو از اون نوع افرادی هستی که اشیا / کیفیت / عشقی رو که می‌خواهی به سوی خودت جذب می‌کنی .

و روز رو با این فکر به پایان می‌رسونی که چه چیزهای مثبتی رو به سوی خودت جلب کرده‌ای . (‌به همون شکل که وقتی در صف طولانی خرید بلیت سینما می‌ایستی ، به این توجه می‌کنی که چه‌قدر جلو رفته‌ای و نه این که هنوز چه صف طولانی‌ای در مقابلته ) .

و … از ساعت‌های انتظار بگم … ( مثل ایستادن در صف‌ها ، آسانسور ، اتوبوس ، پشت گوشی تلفن ) این دقایق رو صرف تکرار اندیشه‌های مثبت به صورت ذکر مثبت می‌کنی .

سیاهه‌ای از دلایل شایستگی خودت برای رسیدن به شی / کیفیت / عشقی که می‌خواهی تهیه می‌کنی و خودت رو از این لحاظ کاملا متقاعد می‌کنی .

عکس‌هایی از اون‌چه می‌خواهی از مجلات می‌بری و اون‌ها رو دم دست می‌گذاری تا عواطفت رو تقویت کنه .

دفعاتی رو که به شی / کیفیت / عشقی که می‌خواستی رسیدی ، به خودت یادآوری می‌کنی ( که یعنی باز هم می‌تونی به اون دست یابی ) ، سپس همین کار رو در مورد کسانی که به اهداف خود رسیده‌اند ، انجام می‌دی .

هر حسادت منفی رو به الهامی مثبت تبدیل می‌کنی ، به عنوان سندی که ثابت می‌کنه می‌توان به آن‌چه تو می‌خواهی دست یافت .

ورزش می‌کنی و غذاهای سالم می‌خوری تا روحیه‌ات رو بالا نگه‌داری .

در می‌یابی که ذهن و تن یکی هستند . جز در زمان‌های پیش از شروع عادت ماهیانه که نسبت ذهن و تن تقریبا 2/1 به 2 است . این گفته‌ی امرسون رو درباره‌ی ذهن در خاطر نگه‌می‌داری : « آدم همانی می‌شود که بیشتر اوقات بدان می‌اندیشد » . به عبارت دیگه ، می‌تونی قربانی همه‌ی فکرهای « به … می‌اندیشم ، برای همین افسرده‌ام » بشی .

هرگاه احساس می‌کنی مثل خر در گل مونده‌ای یا دیگران باعث شده‌اند که تو مثل خر در گل بمونی ، به اندیشه‌ی مثبتی چنگ می‌زنی و از اون به عنوان جکی استفاده می‌کنی که روحیه‌ات رو بالا ببره و سبک کنه . علاوه بر اون می‌پری و چیز خنده‌داری برای خوندن پیدا می‌کنی ، یا به تماشای فیلم خنده‌داری می‌نشینی .

یا … سیاهه‌ای از ده تعبیر خنده‌دار برای اون چیز بدی که در زندگی‌ات هست پیدا می‌کنی .

یا … ذهنت رو از نو آموزش می‌دی که به هیچ وجه روی این 1 چیز بد تمرکز نکنه ، و تمام توجه خود رو معطوف به 9 اتفاق عالی می‌کنی .

یا …اگه فقط یک اتفاق خوب در زندگی‌ات وجود داره ، فقط روی همین یکی تمرکز می‌کنی ، چرا که می‌دونی حتا اگه اتفاق مثبت بسیار بی‌اهمیت باشه – شراره‌ای بسیار بسیار کوچک – اگر بر اون بدمی ، بزرگ می‌شه .

تو می‌دونی که این برنامه‌ی غذایی اندیشه‌های مثبت  اگه رعایت بشه ، و تا زمانی که به شکلی منظم دنبال بشه ، به زندگی‌ات شکل شادی‌بخشی می‌ده .

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: