نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | دسامبر 24, 2007

شاد باش ، لعنتی ! – 24

وقتی در درونت آرام و قرار بگیری ، دنیا آرام‌تر و قراریافته‌تر می‌شه .

درمی‌یابی که هر چه بیش‌تر مراقبه کنی ، شمار انتخاب‌های به‌ترت بیش‌تر می‌شه ، آدم‌های به‌تری پیدا می‌کنی ، و فرصت‌های به‌تری می‌یابی . اون‌قدر که … انگار جادویی در کار باشه .

عده‌ای ممکنه این خوش‌اقبالی رو « روی‌داد هم‌زمان » بنامند . ( مثل ساروی‌کیجا ) عده‌ای به اون « بخت » می‌گن . ممکنه اون رو « بینش » نامید . ممکنه « بخت‌یار » نامیده بشه . ( قبول ، عده‌ی این آدم‌ها زیاد نیست ) . عده‌ای به اون « تماس با ناخودآگاه جمعی » می‌گن .

اما تو آدم منطقیی هستی ، بنابراین ترجیح می‌دی اون رو همون چیزی بنامی که دانش‌مندان می‌نامند :‌

« عمل انرژی‌های نامریی نظریه‌ی بی‌نظمی »‌

باید بفهمی که بی‌نظمی جزیی از این عالم است ، همون طور که در هر بی‌نظمی ، نظمی نهفته ، مثل نظمی که در ظاهر بی‌نظم مترو دیده می‌شه . در کل ، در هر نوع بی‌نظمی که در پیرامون خودت می‌بینی ، نظمی نهفته . شگرد اینه که بکوشی این نظم رو در بی‌نظمی خودت ببینی و بپذیری که :‌

هیچ چیز در این عالم اتفاقی نیست !!!‌

شکل و بی‌شکلی هر دو به میدان مرتعش پیرامونت تعلق دارند . هر مولکولی شکلی از انرژی است ، و تمامی اشکال انرژی با سرعت متفاوتی در پیرامون تو پیوسته در جنبشند .

بعضی از مولکول‌ها با سرعت کم‌تری نوسان می‌کنند ، و اون‌هایی که با کم‌ترین سرعت نوسان می‌کنند همون چیزی رو می‌سازند که تو در حال حاضر در دنیای مادی ادراک می‌کنی .

و اون مولکول‌هایی که با سرعت بالا نوسان می‌کنند ، همون انرژی نامریی اندیشه‌های توست .

بله ، اندیشه‌های ما هم انرژی دارند .

به عبارت دیگه :‌تنها تفاوت تو و این کتاب در پیکربندی و سرعت مولکول‌های شماست . وگرنه تو و این کتاب از یک ماده ساخته شده‌اید و در میدان به هم پیوسته‌ای ارتعاش دارید .

بسیار خوب ، این همون زمان استعاره‌ای است …

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: