نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | اکتبر 1, 2007

شاد باش ، لعنتی ! – ۱۷

این راز خوش‌بختی در سه کلمه است : 

۱- توجیه 

۲- توجیه 

۳- توجیه 

توجیه در مورد دردهای گذشته و تمام اتفاقات مزخرفی که برات افتاده ، به کمکت میاد . لابد کار بدی هم نیست ، چون به هر حال همه دارند تو رو هم توجیه می‌کنند . شوخی می‌کنم ، البته به نوعی . خب ، یادت نره که این دستورالعملی طنزآمیز برای رسیدن به خوش‌بختیه . 

تصمیم می‌گیری که برابرها رو ببینی : 

دشمنانت = آموزگارانت 

شکست‌هایت = فرزانگی‌ات 

اشتباه‌هایت = کشف‌های خوش‌اقبالانه‌ات 

تعارض‌هایت = فرصت‌های رشدت 

پایان‌های نامطلوبت = سرآغازهای مطلوبت 

خوشه‌های خشمت = دلیل بودنت 

احساسات دردناکت = گواه افتخارآمیزی برای اون که داری به احساساتت می‌پردازی 

ادامه بده ، با انجام کار بالا جایزه‌ی خوبی خواهی گرفت . شروع می‌کنی در مورد این‌ها کم‌تر قضاوت کنی : خشم ، ترس ، درد ، تعارض‌ها و سرخوردگی‌هایت . نه‌تنها برای آن‌چه گذشته ، بل‌که برای هر چه در حال و آینده از راه برسه . 

باید روز قضاوت نکردن رو جشن بگیری ، بعد سال قضاوت نکردن ، و سپس زندگی بدون قضاوت رو . 

درمی‌یابی که وقتی با چشمانی خالی از قضاوت به زندگی و مردم بنگری ، نگاهی به پرنفوذی اشعه‌ی ایکس پیدا می‌کنی که به تو اجازه می‌ده از کنار بدی بگذری و مستقیم به خوبی نگاه کنی .

.

.

.

پ.ن.۱. دی‌شب به من که واقعا خوش گذشت . از همه‌ی مهمون‌های عزیزی که اومدند تشکر می‌کنم و از کادوهای خوبتون ، که من آخر درست و حسابی نفهمیدم کی چی آورد . :) جای اون‌هایی هم که نیامدند حسابی خالی بود . 

پ.ن.۲. تا ساعت ۲ صبح داشتم با قهرمان درباره‌ی دوستان جدید حرف می‌زدم و به این ترتیب صبح ساعت ۱۰/۳۰ رسیدم سر کار . همون موقع ناظر مقیم کارگاه زنگ زد کاری رو پی‌گیری کنه ، گفتم من همین الان رسیدم ، خواب موندم . گفت قبول باشه !!! من موندم که بله ؟؟ بعد یادم افتاد دی‌شب احیا بوده …

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: