نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | سپتامبر 24, 2007

شاد باش ، لعنتی ! – ۱۶

بسیار خوب ، بیا فکر کنیم تو قادری این عواطف منفی رو بیابی ، اما مطمئن نیستی که چگونه پس از یافتنشون می‌تونی از اون‌ها دست بکشی . پس چه باید کرد ؟

چگونه می‌تونی به راستی مطمئن بشی که افکار و احساسات منفی خودت رو به طور کامل از یاد برده‌ای ؟

پاسخ : بازی کوچولوی » در پستی‌های گذشته‌ی زندگی معنایی بیاب » رو بازی کن .

در بخش اول این بازی به صحنه‌ی جنایت برمی‌گردی و نقش کارآگاه رو بازی می‌کنی . رد بدترین ، تاریک‌ترین ، غم‌افزاترین خاطرات کودکی ( و حتا امروزت ) رو که به شکل‌گیری باورها و احساسات اولیه‌ات انجامیده ، می‌گیری .

در بخش دوم این بازی ، به صحنه‌ی عالی برمی‌گردی . حالا باید نقش فیلم‌نامه‌نویس هالیوود رو بازی کنی و معنایی برای رنجت بیابی . باید این حوادث رو از نو بنویسی تا اون‌ها رو مثبت ببینی . درست همون طور که فیلم‌‌نامه‌نویس هالیوودی با بخشندگی تمام اجازه می‌ده که شخصیت‌های سینمایی و ساختگی‌اش در پایان داستان بخت خوش رو در بدبختی خودشون ببینند .

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: