نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | مه 14, 2007

شاد باش ، لعنتی ! – ۲

زمان زیادی نخواهد گذشت که می‌فهمی دردی که در درس شماره‌ی 1 گرفتی به نفعت بود .

اون طوری به تو یاد دادند نفس بکشی ،

و از تو دعوت کردند یک قلپ از مخلوط خوش‌مزه‌ی اکسیژن / هیدروژن رو فرو ببری .

اون کتک برای زندگی تو لازم و ضروری بود .

شکی نیست که اگه این حرف‌ها رو همون موقع به تو می‌گفتند ،

تو هنوز نمی‌تونستی اون‌ها رو با اون ذهن ساده‌اندیش و کوچک بچگانه‌ات بفهمی .

و این در مورد بخش بزرگی از دردی که در زندگی خواهی کشید ، صادقه .

اغلب باید یک کمی بزرگ‌تر بشی ،

تا بتونی یک کمی بیش‌تر بفهمی .

تا حالا حتما فهمیده‌ای :

تو در جهانی از یک میلیون و یک جور تعبیر زندگی می‌کنی .

و حتما تا حالا فهمیده‌ای :

نباید در همون اولی گیر کنی !

و این تو رو می‌بره به درس 2 :

زندگی بیش‌تر رازه ،

 تا بدبختی !!

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: