نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | ژوئیه 15, 2003

تدوين جهان بيني ايران زرتشتي در شاهنامه

در آغاز به‌تر است تفاوت اسطوره و افسانه را بدانیم:

اسطوره در ذهن همه‌ی ما این‌طور معنی می‌شود: «داستان‌هایی كه وقوع آن‌ها غیرممكن است».

اما از لحاظ علمی و فنی، اسطوره یعنی: «مجموعه‌ی جهان‌بینی و اندیشه‌ی یك قوم، كه مكتوب نیست».

تفاوت اسطوره و افسانه در این است كه افسانه شامل داستان‌های عجیب و غیرممكن است، اما اسطوره با تاریخ هماهنگی دارد و به گفته‌ی «ایلیاده»، اسطوره و تاریخ دو روی یك سكه‌اند. ایلیاده می‌گوید: «یا باید بگوییم اسطوره یعنی تاریخ مشوش، یا بگوییم تاریخ یعنی اسطوره‌ی مدون».

در اسطوره‌ها بشر با كتابت آشنا نیست و خط ندارد. وقتی اولین سند مكتوب شد، بشر از دوران اسطوره وارد دوران تاریخ شد.
به عنوان مثال شاه‌نامه به دو بخش جدا از هم تقسیم می‌شود، یكی تدوین «جهان‌بینی» ایران پیش از اسلام و دیگری «تاریخ» ایران پیش از اسلام. بخش نخست به روشنی و وضوح بخش دوم نیست، اما تمامی پیچیدگی‌های زبانی و هنر فردوسی در این بخش است كه خود شامل دو قسمت جدا از هم است: بنیان صددرصد اسطوره‌ای یا اسطوره‌ی خالص، و تلفیق تاریخ و اسطوره.

شاه‌نامه

بخش نخست: اساطیری

بخش دوم: تاریخی

الف) بنیان اسطوره‌ای ç جهان‌بینی ایران پیش از اسلام

ب) آمیزه‌ی اسطوره و تاریخ ç سلسله‌ی پیشدادیان و كیانیان

سلسله‌ی اشكانیان و ساسانیان

حال ببینیم این جهان‌بینی در شاه‌نامه چگونه تدوین شده است:

یکی از تفاوت‌های شاه‌نامه با اسطوره‌ها در این است كه دوره‌های سه هزار ساله را به هزاره تبدیل می‌كند. در شاه‌نامه، پیش از سلسله‌ی اشكانیان به دو سلسله‌ی پیشدادیان و كیانیان برمی‌خوریم كه سلسله‌ی پیشدادیان با كیومرث آغاز می‌شود. یعنی كیومرث هم انسان نخستین است (پروتوتایپ prototype) و هم شهریار نخستین. هوشنگ و جمشید نیز پادشاهان همین سلسله‌اند. در این دوره سرما، گرما، پیری و مرگ وجود ندارد و با سه هزاره‌ی مینوی در جهان زرتشتی مترادف است.

پس از آن، دوره‌ی ضحاك با كشته شدن جمشید شروع می‌شود و با سه هزاره‌ی دوم اسطوره‌ها و كشته شدن كیومرث توسط اهریمن، قرینه است.

سپس به جای سه هزاره‌ی سوم یا دوره‌ی آمیزش، سلسله‌ی كیانیان را داریم كه در این دوره به نشانه‌ی آمیزش خوبی و بدی، پادشاهان كیانی گاهی خوب و گاهی بد هستند. مثلا «كی‌كاووس گاهی بسیار عاقل و دادگر است و گاهی اعمالی مغایر با اصول طبیعی انسانی دارد. هم‌چنین به نشانه‌ی تقابل نیكی و بدی، در این دوره جنگ ایران و توران آغاز می‌شود.

ظهور زرتشت و پادشاهی گشتاسب (كه دین زرتشت را می‌پذیرد) در اسطوره و شاهنامه یكی است. پس از آن ویژگی‌های سه هزاره‌ی آخر را در شاه‌نامه به صورت «نبرد دوازده رخ» یا «ستیز آخرین» می‌بینیم كه تمامی نیروی ایران و توران رو در رو می‌شوند و بهمن در برابر اكومن، امشاسپندان در برابر دیوان، و خرداد و مرداد در برابر ترز و مرز قرار می‌گیرند.

«كی‌خسرو» در شاه‌نامه سمبل سوشیانس است و جنگ ایران و توران را به پایان می‌رساند، یعنی دوره‌ی دوازده هزارساله را به پایان می‌رساند.

از پادشاهی كیومرث تا سلطنت كی‌خسرو، بخشی از شاه‌نامه است كه آن را بخش اول یا بخش اسطوره‌ای نامیدیم. بخش دوم شاه‌نامه كه تاریخ به روایت اسطوره است، از سلطنت كی‌خسرو به بعد آغاز می‌شود. روایات این بخش با تاریخ هماهنگی دارد ولی تشخیص آن‌ها دشوار است، مثلا از داریوش سوم به نام «دارای دارایان» نام برده شده است. این بخش تا پایان سلطه‌ی اسكندر ادامه دارد كه به بیان شاه‌نامه، اسكندر از مادر ایرانی (روشنك) و از پدر یونانی (فیلیپوس) است و آخرین پادشاه سلسله‌ی كیانیان به شمار می‌رود.

پس از مرگ اسكندر، بخش تاریخی شاه‌نامه آغاز می‌شود كه شامل سلسله‌ی اشكانیان و ساسانیان است .

در پست بعدی احتمالا درباره‌ی گناه نخستین می‌نویسم.

نكته‌ی 1) نام پیامبر دروغ‌پرستان «گرهما» (grahma) است.

نكته‌ی 2) دیو غیبت، بدترین دیو در جهان‌بینی ایران است و حتا برخلاف دروج‌های دیگر، از عقب (پس‌پسكی) راه می‌رود.

نکته‌ی 3) این نكته بسیار مهم است: فردوسی عرب‌ستیز بود، نه اسلام‌ستیز! و كاربرد واژه‌های عربی در چهل هزار بیت شعر شاه‌نامه بسیار كم است. مهم‌ترین ارزش شاه‌نامه در این است كه فردوسی با ذوق و علاقه‌ی ذاتی و عشق به ایران، توانسته است جهان‌بینی ایران باستان و تاریخ ایران پیش از اسلام را مدون كند.

 

 

 

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: