نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | ژوئیه 3, 2003

جشن‌های ایران باستان – 4

هر ماه ایرانی نامی از ایزدان و فرشتگان و هر روز از ماه نیز یك اسم ویژه داشت. روزی كه اسمش با نام ماهش یكی می‌افتاد، جشن گرفته می‌شد.

این جشن‌های دوازده‌گانه عبارت بودند از فروردگان، اردیبهشت‌گان، خردادگان، تیرگان، امردادگان، شهریورگان، مهرگان، آبان‌گان، آذرجشن، دی‌جشن، بهمن‌گان و مژده‌گیران .

شایان ذکر است كه گاه‌شماری در ایران باستان به این صورت بود:

سال را به 12 ماه و ماه را به 30 روز تقسیم می‌كردند و یك سال را 360 روز به حساب می‌آوردند. 5 روزی را كه کم می‌آمد در پایان هر سال با نام «اندرگاه» به سال اضافه می‌كردند. برای جبران آن 5 ساعت اضافه نیز با گذشت هر 120 سال، یك ماه به آخر سال اضافه می‌شد، یعنی در هر 120 سال، یك سال 13 ماه داشت .

یك نكته‌ی بسیار مهم كه خوب است همه‌ی ما بدانیم این است كه دین زرتشت دین شادی و شادكامی است. می‌بینید كه تمام مراسم و آیین‌های این دین، جشن و شادی است و جالب این‌جاست كه بدانیم وقتی زرتشت به دنیا آمد، خندید! (این نمادی است شبیه به سخن گفتن مسیح پس از تولد) و این به نوعی اعلام فلسفه و هدف دین زرتشت است.

این را مقایسه كنید با دین اسلام كه همیشه عزاداری در آن برقرار است و حتا سنتی به نام تباكی را سخت محترم می‌شمارد. تباكی در اسلام این طور تعریف شده كه چون خدا گریستن بندگانش را دوست دارد، در زمان دعا و نیایش اگر نمی‌توانید گریه كنید، به گریه كردن وانمود كنید، در واقع یعنی خدا را فریب بدهید و او نخواهد فهمید كه این گریه حقیقی است یا نه؛ و می‌دانید كه در اسلام می‌گویند یك قطره اشك از خوف خدا، یك خروار از آتش جهنم را خاموش می‌كند؛ و این كه اگر كسی در عزای حسین گریه كند، خدا آتش جهنم را بر بدن او حرام می‌كند. همه‌ی این ها یعنی ترویج فرهنگ غم و اندوه و اشك ریختن، در حالی كه به نظر من تنها شادی است كه به آدم امكان تحمل سختی‌های زندگی را می‌دهد.

شاد باشید .

 

 

 

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: