نگاشته شده توسط: مهروش داداشیان ساروی | ژوئن 21, 2003

اطلاعات نامربوط

گفته می‌شود همه‌ی خانواده‌هایی كه با نام خانوادگی كاردئونه در ایتالیا زندگی می‌كنند، از نژاد ایرانی هستند. حدود سه هزار سال پیش پادشاه ایران (احتمالا كورش كبیر) هشتاد هزار نفر را برای كارهایی، از جمله جمع‌آوری اطلاعات، به روم باستان می‌فرستد. این تعداد در آن زمان واقعا قابل توجه است، هنوز بسیاری از شهرهای ما فقط صد هزار نفر جمعیت دارند. عده‌ی زیادی از آن‌ها كاردان بودند، مشابه اصطلاح كارشناسی كه ما امروزه به كار می‌بریم، و به مرور تبدیل شدند به كاردئونه.

در ایران باستان وقتی پادشاهی می‌مرد، مقام پادشاهی فورا به پسر ارشد او به ارث نمی‌رسید، بل‌كه سعی می‌كردند به‌ترین و مناسب‌ترین آدم را برای جانشینی او انتخاب كنند.

وقتی كورش كبیر درگذشت، با این كه پسرش كمبوجیه پادشاه منطقه‌ی بین‌النهرین بوده و آن‌قدر قدرت داشته كه مصر را فتح كرده و فراعنه را شكست داده بوده، چون پسرهای دیگر كورش نیز امتیازاتی داشتند، بهترین‌هایشان را انتخاب کردند و قرار را بر قرعه‌كشی گذاشتند. به این ترتیب كه آن‌ها را صبح زود سوار بر اسب‌هایشان بالای تپه‌ای فرستادند و بنا شد كه پس از برآمدن خورشید، هر اسبی كه پیش از دیگر اسب‌ها شیهه بكشد، سوارش پادشاه خواهد شد و داریوش به پادشاهی رسید.

حمید مصدق در یكی از شعرهایش می‌گوید: گاهی سكوت واژه‌ی گویایی است / یك اسب شیهه می‌كشد و سرنوشت انسان / تغییر می‌كند.

در راستای این اسب‌شناسی! یك مورد دیگر هم بگویم: «خسروپرویز» صاحب اسبی به نام «شبدیز» بود كه عاشقانه دوستش داشت. روزی که این اسب مرد، هیچ كس جرات نکرد این خبر را به شاه بدهد، چون مطمئن بودند كه شاه فورا با شمشیر گردن آن آدم بدخبر را خواهد زد. بالاخره دست به دامن «باربد» نوازنده و موسیقی‌دان معروف ایرانی شدند و او در مجلس و در میانه‌ی اجرای آهنگ‌های موسیقی، ناگهان و فی‌البداهه شروع کرد به نواختن و خواندن شعری درباره‌ی آدمی كه اسبی داشته و اسب می‌میرد و … خسروپرویز متوجه ماجرا شد، اما آن آهنگ به حدی آرام‌بخش بود كه آرام گرفت.

گفتنی است زمانی که از «باربد» درخواست شد كاری كند كه مهمان‌های شاه در آن واحد هم بخندند و هم گریه كنند، گوشه‌ای را در دستگاه‌های موسیقی ایرانی به وجود آورد به نام جامه‌دران، كه حس خاصی دارد و گریه و خنده را با هم ایجاد می‌كند.

در تاریخ آمده است زنان ایرانی تربیت علمی داشتند و گاهی تعلیمات بسیار عمیقی در علوم گوناگون می‌دیدند. مثلا عده‌ای از زنان تحصیل‌كرده در حقوق، قضاوت می‌کردند و این زن‌ها بر موبدانی كه این تحصیلات را نداشتند، مقدم بودند. اما جالب این‌جاست كه در وقایع زمان پادشاهی اردوان چهارم اشكانی، دیده می‌شود كه در آن دوره خزانه‌داری به نام » آرتادخت» خزانه‌دار كشور بوده و شاید این نخستین خزانه‌دار زن در تاریخ جهان باشد.

 

 

 

Advertisements

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: